کافه گردش
اس ام اس عاشقانه
۳۱ مرداد ۱۳۹۵, ۱:۰۹ ب.ظ

اس ام اس‌ و متن‌های زیبای عاشقانه

پرتال واکنش:اس ام اس‌ و متن‌های زیبای عاشقانه

اس ام اس‌ و متن‌های زیبای عاشقانه

♥♥♥
ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ﺯ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ
ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻃﻠﺴﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ
ﻓﺮﺷﯽ ﺯ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﯿﺎ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ

♥♥♥

آنقدر با موی مشکی قصه پردازی نکن
دزدکی چشمک نزن با قلب من بازی نکن
بی شرف قلبم گرفت از سرخی لبهای تو
لامروت بیش از این با عشوه طنازی نکن

♥♥♥

ای بس ستم که بر سر ما رفت و کس نگفت
آن پیک ره شناس حکایت گزار کو
چنگی به دل نمی زند امشب سرود ما
آن خوش ترانه چنگی شب زنده دار کو

♥♥♥

دل می دهمت همیشه بارانم باش
وابسته به شعر سرخ عصیانم باش
ای ماه مواظب غزلها باشی
در وقت غزل ستاره بارانم باش

♥♥♥

برایت قهوه می‌ریزم، تو از من آب میخواهی
به چَشمت شعر می‌کارم ولیکن خواب میخواهی
کنارت هستم و عاشق، نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته، مرا مُرده، مرا در قاب میخواهی

♥♥♥

ای لحظه به لحظه در تماشای همه
دیروزی و امروزی و فردای همه
از تو خبری نیامد و پیر شدیم
ای با خبر از بی‌خبری‌های همه

♥♥♥

ای آنکه بر سه تار دلم چنگ می زنی
بستان بزن که ساز خوش آهنگ می زنی
بوی غبار می دهد آیینه ی دلم
رنگ خدا به این دل صد رنگ می زنی

♥♥♥

قاب عکسم به جمال تو چه خوش تصویر است
وقت هجران و دلم در به در تسکین است
هر شب رخ زیبای تو در اینه ای می افتد
خوش باد به حالش که چه خوش تقدیر است

♥♥♥

عشق هم درد لاعلاجی بود
ارتباطی عمیق باغم داشت
طعنه هایی کشنده می گفتند
زخم هایم فقط نمک کم داشت

♥♥♥

زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبا اندیشان به زیبایی رسند
آن چنان زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان “از جان گذشت”

♥♥♥

باران به شبم گفت که همراه توام
ابری تر از این هم بشوم ماه توام
امشب من و تو چه بیصدا می باریم
تو سینه ی من شو، ببین آه توام

♥♥♥

امروز دوباره رد پایی از تو
تنهایی و خانه و صدایی از تو
برف آمده در شهر خدا رحم کند
در من گذر خاطره هایی از تو

♥♥♥

صبح شد باز دلم میل پریدن دارد
و تماشای تو هر صبح چه دیدن دارد
تو آن صورت زیبا و صدای مخملت
جمله “صبح بخیر” از تو شنیدن دارد

♥♥♥

این منم غمگین ترین دیوانه‌ی غمگین شهر
مثل فرهادی که تلخی دیده از شیرین شهر
از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده
برف تجریش است و سوزش می‌رسد پایین شهر

♥♥♥

در پیچ و خم عشق بسى نکته نهفته ست
دام است و هزاران سخن و راز نگفته ست
زانجا تو گذر کردى اگر سر به سلامت
بینى تو چه گلها  که از غنچه شکفته ست

♥♥♥

گر به زیارت آمدی حمدی و سوره ای بخـوان
هو که به همت توام جان برسد به جـــــاودان
نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار
با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان

♥♥♥

حافظ کجای کاری ؟
فالت غلط درآمد
گفتی “غمت سر آید”
این عمر من سر آمد

♥♥♥

ای کــاش تا تولد امـسالم
یک دم کنارِ عطرِ تنت باشم
یا تــــــو کنار پیرهنم باشی
یا مــن کنــار پیرهنت باشم

♥♥♥

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم
شعر من رنگ شب و آهنگ غم دارد رهی
زانکه دارد نسبتی با خاطر غم پرورم

♥♥♥

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله‌ها را
پر نقش تر از فرش دلم بافته‌ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله‌ها را

♥♥♥

پرنده گفت : کوچ
درخت گفت : آه
پرنده کوچ کرد و رفت تا بهار
درخت ماند و انتظار
(‏افسانه شعبان نژاد)

♥♥♥

هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو
ای بی بصر من می‌روم او می‌کشد قلاب را

سارا ابراهیمی
236 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *