مریم حیدرزاده: برای استقلالی‌ها شعر نمی‌گویم!

198991_590

 

شاعر و ترانه سراي جوان کشورمان گفت: «افکار کي‌روش خيلي تدافعي است و اگر کريمي در کادر فني تيم‌ملي مي‌ماند به سود همه بود.»

مريم حيدرزاده يکي از پرسپوليسي هاي دو آتيشه کشور به شمار مي‌رود که به سئوالات ما در اين زمينه به صراحت پاسخ مي‌دهد.حيدرزاده از بردهاي آسيايي سرخپوشان پايتخت مقابل لخويا و بنيادکار خوشحال به نظر مي‌رسيد و کاملا معلوم است او با تمام وجود اخبار تيم محبوبش را پيگيري مي‌کند و حتي در خصوص تيم‌ملي و مسائل فدراسيون نيز مثل يک کارشناس خبره فوتبالي نظر دارد.

با حيدرزاده که اسفندماه از کتاب جديد خود نيز رونمايي کرد گفتگويي ويژه انجام داديم که از نظرتان مي‌گذرد:

* تبريک مي‌گوييم، بالاخره تيم محبوبتان پس از ناکامي‌هايي که بعد از داربي مقابل استقلال داشت بالاخره چند بازي خوب هم انجام داد…
– من هم واقعا به هواداران تبريک مي‌گويم که پرسپوليس مسابقات آسيايي را پرانرژي شر وع و همين انرژي را به جامعه تزريق کرد. از هواداران هم ممنونم که در اين مدت صبوري کردند. بالاخره تيم هاي بزرگ بحران‌هاي بزرگي دارند و همانطور که تيم‌هايي چون ميلان، منچستر و حتي رئال هم دچار بحران شدند.بنابراين طبيعي است که پرسپوليس هم دچار فراز و نشيب‌هايي شود و زياد نبايد سخت بگيريم.
* در مورد برکناري دايي و حضور درخشان در راس تيم چه نظري داريد؟
– من به شخص خاصي تعصب ندارم اگر امکان داشت تيم از همان اول قوي‌تر بسته شود يا به طور مثال بازيکناني مثل سيد جلال و پولادي حفظ شوند وضعيت بهتر مي‌شد. به نظر من مهم ترين مشکل پرسپوليس در اين فصل اين بود که تيم از نظر مديريتي و مالي دچار مشکل شد و نتوانستيم بازيکن خوب جذب يا برخي بازيکنان ستاره را حفظ کنيم.
* اخبار تيم‌ملي را دنبال مي‌کنيد؟
– بله، اما وقتي علي کريمي را از تيم‌ملي کنار گذاشتند ناراحت شدم. کي‌روش نبايد کريمي را از تيم‌ملي فراري مي‌داد. افکار کي‌روش خيلي تدافعي است و اگر کريمي در کادر فني تيم‌ملي مي‌ماند به سود همه بود البته به من ربطي ندارد سرمربي تيم‌ملي چه تصميمي مي‌گيرد.
* با حفظ کي‌روش موافقيد؟
– چرا که نه! کي‌روش مربي بزرگ و باهوشي است. اگر قرار است يک مربي بزرگ تر از کي‌روش جذب شود، خوب است اما خودمان هم مي‌دانيم مربياني چون تراپاتوني، آنچلوتي و … که براي کار به ايران نمي‌آيند.
* بازي با آرژانتين در جام جهاني را با چه حال و هوايي تماشا کرديد؟
– در منزل بودم و باخانواده بازي را دنبال مي‌کرديم. واقعا از عملکرد ملي‌پوشان لذت برديم و من معتقدم در آن بازي حفظ آبرو کرديم.
* مديريت کفاشيان را در فدراسيون چطور مي‌بينيد؟
– به نظرم آقاي کفاشيان در کارشان خيلي انعطاف دارند. هميشه عده‌اي با او تند و خشن رفتار مي‌کنند اما من تاکنون از او خشونت يا عصبانيتي سراغ ندارم. خيلي با صبر و حوصله برخورد مي‌کند و برنامه‌هايش را با انعطاف خاصي جلو مي‌برد. به نظر من تا به حال هم در کارش موفق بوده است. به هر حال اداره فدراسيون پرحاشيه‌اي مثل فوتبال کار آساني نيست.
* برسيم به کتاب جديدتان “تورا در حضور همه دوست دارم”.
– خوشبختانه با مساعدت وزارت ارشاد و کمک دوستان از کتاب جديدم رونمايي کردم.
* چه زماني از سفر خارجي‌تان برگشتيد؟
– چرا همه فکر مي‌کنند من به خارج از کشور سفر کرده‌ام؟! من يک ماه در سال 83 به کانادا رفتم و خيلي زود هم برگشتم. من نمي‌توانم در آنجا زندگي کنم و عاشق وطن و سرزمين‌ خود هستم. باور کنيد طاقت دوري ندارم و بعداً هم يک سفر تفريحي کوتاه مدت داشتم و درسم را نيز در ليسانس حقوق دانشگاه تهران دنبال مي‌کردم اما براي فوق حتما در رشته نقاشي شرکت مي‌کنم.
* شنيديم به رنگ صندلي‌هاي سالن ايراد گرفته بوديد؟
– بله، متوجه شدم در سالني که قرار بود مراسم رونمايي از کتابم برگزار شود صندلي‌هايش آبي‌رنگ است. فورا واکنش نشان دادم و گفتم رنگ صندلي‌ها بايد عوض شود و اين طور بود که در سالني که مراسم برگزار شد رنگ قرمز حرف اول و آخر را مي‌زد.
* يعني تا اين اندازه به رنگ قرمز علاقه داريد؟
– بله، خيلي شديد و وحشتناک به رنگ قرمز علاقه دارم. علاقه‌ام به پرسپوليس هم از خود اعضاي تيم بيشتر است. باور کنيد من از خود پرسپوليسي‌ها پرسپوليسي ‌ترم و شايد بتوان گفت من پرسپوليسي ترين عضو روي زمينم و به شدت عاشق رنگ قرمز هستم و رنگ آبي را هم با احترام به دوستداران اين رنگ دوست ندارم.
* چرا شما با اين سن و سال همچنان با تعصب زياد به رنگ سرخ حرف مي‌زنيد؟
– چون تمام فک و فاميل‌هاي ما پرسپوليسي‌اند و خوشبختانه در خانواده ما استقلالي پيدا نمي‌شود.
* اگر ناراحت نمي‌شويد از اينکه چطور شد بينايي خود را از دست بدهيد تعريف کنيد؟
– 3.5 ساله بودم و همه دنيا را مثل شماها مي‌ديدم که متاسفانه چشمانم آب مرواريد آورد و با اينکه به يک چشم پزشک پروفسور مراجعه کرديم اما در عمل جراحي اعصاب پشت چشمم هم قطع شد تا ارتباط شبکيه با مغز از بين برود و من بينايي‌ام را از دست بدهم.
* چه رنگ‌هايي از 3.5 سالگي در ذهنتان مانده است؟
– يکي کارتون پلنگ صورتي خيلي خوب يادم هست ديگري دسته گل سرخ خاله‌ام در عروسي را به ذهن سپرده‌ام. از ساير رنگ‌ها فقط هاله‌اي از نور در ذهن تجسم مي‌کنم.
* پس دليل اصلي پرسپوليسي‌ شدن شما مشخص شد؟!
– بله، علم روانشناسي هم مي‌گويد که حتي نوزادان به رنگ قرمز عکس‌العمل نشان مي‌دهند و شايد بي‌جهت نيست که من ساير رنگ‌ها را فراموش کرده‌ام.
* پزشک جراح‌تان؟
– پزشک من پروفسور محمد صادق‌زاده اسکويي بود که فرداي عمل جراحي‌ام به آمريکا پرواز کرد و رفت. بعد از آن حتي از نظام پزشکي آمريکا هم استعلام گرفتيم که گفتند نام چنين پزشکي ثبت نشده است.
* شايد او اگر بداند شما بينايي خود را از دست داده‌ايد براي کمک به شما اقدام کند؟
– همان موقع خودش متوجه شد که من نابينا شدم و گفت متاسفم!
* فقط گفت متاسفم؟!
– نه به مادرم هم گفت، تنها لطفي که مي‌تواند در حق من بکند اين است که پول عمل را نگيرد!
* چرا بايد اين اتفاق براي شما مي‌افتاد تا ناگهان دنياي روشن برايتان تيره و تار شود؟
– من اعتقاد دارم تقدير من اين بود که نابينا شوم. شايد اگر چشمانم را جراحي هم نمي‌کردم به خاطر يک موضوع ديگر به اين مشکل دچار مي‌شدم.
* اتفاق افتاده به خاطر اين مشکل کسي را نفرين کنيد؟
– خير، براي چه بايد کسي را نفرين کنم؟ به نظر من خطاي پزشکم هم عمدي نبود و بالاخره انسان جايزالخطاست. من هميشه اين جمله مادربزرگ خدابيامرزم را به خاطر سپرده‌ام که اگر خدا نخواهد برگي از درخت نمي‌افتد. واقعا به اين جمله ايمان دارم.
* چقدر اميدواري که بينايي‌ات را دوباره بازيابي؟
– با کمک خداي مهربان تلاش مي‌کنم براي پيوند چشم به آلمان يا هلند بروم. اين دو کشور در پيوند چشم پزشکان ماهري دارند اما متاسفانه دسته گل پزشکم چون دو تا بود و از همه مهم‌تر عصب پشت چشمم هم قطع شد بنابراين عمل پيوند روز چشمم کار آساني نيست. با اين حال توکلم به خداست و انشااله روزي دوباره دنياي زيبا را مي‌بينم.
* براي آن روز رويايي فکر کرده‌اي که اگر دوباره دنيا را ببيني چه مي‌کني؟
– انشااله آن روز بيايد يک شيريني و سور حسابي به دوستان مي‌دهم. البته من به کشيدن نقاشي حسرت داشتم که آن هم به لطف خدا از بين رفت.
* از چه نظر حسرت نقاشي کشيدن داشتيد؟
– 3.5 سالم که بود قبل از عمل جراحي روي چشمم يکي از دوستان پدرم از کيش برايم يک آبرنگ بسيار زيبا آورد. من به نقاشي آبرنگ علاقه زيادي داشتم. قبل از جراحي مي‌خواستم نقاشي بکشم که مادرم گفت، صبر کن بعد از جراحي بينايي‌ات کاملا خوب مي‌شود و حسابي نقاشي مي‌کشي اما من از اتاق عمل که بيرون آمدم ديگر آن آبرنگ ها را نديدم و همين مسئله باعث شد اين موضوع به حسرت بزرگي در دلم تبديل شود. در اين مدت باور کنيد هر چه گشتم آن آبرنگ‌ها را پيدا نکردم چون مادرم پنهان کرده بود. تا اينکه آقاي قاسمي‌زاده از سال 89 نقاشي را با من شروع کرد تا اين حسرت چندين ساله‌ام از بين برود. اتفاقا من اولين نمايشگاه عکسم را نيز برپا کردم و اسمش را هم با همين عنوان گذاشتم “پس از آن همه حسرت…” از همه جالب‌تر اينکه همان جعبه آبرنگ کودکي‌ام را در نمايشگاه ديدم که بالاخره مادرم رو کرده بود هرچند آبرنگ‌ها خشکيده بودند اما حسرت چندين ساله من از بين رفت. حدود 12 نمونه از نقاشي‌هايم نيز در اينترنت هست.
* شما که به حقوق علاقه‌داري چطور به شعر و ادبيات روي آورده‌اي؟
– بايد از نادر کاشاني تهيه کننده برنامه تلويزيوني شبکه سه تشکر ويژه‌اي داشته باشم که در برنامه شب‌هاي تابستان سال 74 به من خيلي کمک کرد. من به عنوان مجري و نويسنده 5/1 سال در اين برنامه کسب تجربه کردم و هرچه مردم نامه مي‌نوشتند من جواب نامه‌ها را مي‌دادم که در ادامه کتابم را نيز منتشر کردم. کاشاني بزرگترين مشوق من بود که در ادامه کاست اولم نيز با نام « مثل هيچ کس» با سه سي‌دي دکلمه و 11 کتاب به بازار آمد.
* شما چطور نيازهاي مخاطبان جامعه را حس مي‌کني؟
– من در فيس بوک و اينستاگرام با مردم حرف مي‌زنم. در همين مراسم رونمايي از کتابم خيلي‌ها آمدند و با من حرف زدند و مشورت کردند. به طور مثال يک آقايي از شمال کشور خودش را به اين مراسم رسانده بود. از طرف ديگر من گاهي خودم براي خريد به بيرون مي‌روم و مردم هرجا که مرا مي‌بينند با من حرف مي زنند.
* آيا احتمال دارد روزي براي استقلالي‌ها هم ترانه بسرايي؟
– اصلا امکان ندارد! سرم هم برود براي استقلالي‌ها شعر نمي‌گويم. من متولد ماه آبان هستم. آباني‌ها آدم‌هايي هستند که هرگز زير قولشان نمي‌زنند.
* با اين تفکر نمي‌ترسي که مخاطبان استقلالي‌ات را از دست بدهي؟
– من استقلالي‌ها را دوست ندارم ولي براي عقايد و تفکرات آنها احترام قائلم. من به رنگ قرمز علاقه دارم و با رنگ آبي ميانه‌اي ندارم.
* يعني اصلا در زندگي از رنگ آبي استفاده نمي‌کني؟
– اگر هم استفاده کنم آبي آسماني انتخاب مي‌کنم و آبي لاجوردي را اصلا دوست ندارم. اين را هم بگويم که در صفحات مجازي‌ام دوستان استقلالي‌ زيادي هم دارم و براي همه آنها واقعا احترام قائلم. با اين حال من هميشه حرف دلم را گوش مي‌کنم و هر کاري که قلبم بگويد انجام مي‌دهم. در انتخاب رنگ‌ها هم دلم مي‌گويد فقط قرمز.
* گويا مدتي هم در کارت با ممنوعيت مواجه شده بودي؟
– بله حدود 8 سال ارائه آثارم منع شده بود و به من مجوز نمي‌دادند.
* به چه دليلي؟
– به خدا خودم هم نمي‌دانم مشکل چه بود و از کجا بود اما خدا را شکر اين مشکل با حمايت و پيگيري جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاون فرهنگي‌اش دکتر صالحي از بين رفت. من در راستاي رفع مشکلم به وزير نامه‌اي نوشتم که آقاي جنتي شخصا به نامه من جواب دادند و ثابت کردند وزير فرهنگ‌اند و به من احترام گذاشتند که جا دارد در همين فرصت از وزير فرهنگ و همکارانش تشکر ويژه‌اي داشته باشم.
* سوژه‌هاي اشعارت را چگونه انتخاب مي‌کني؟
– من سوژه انتخاب نمي‌کنم بلکه سوژه‌ها از دلم مي‌جوشد. 90 درصد ژانر اشعار من عاشقانه است. شعر مثل چشمه‌اي است که از دل کوه مي‌جوشد و دل سنگ‌ها را مي‌شکافد و به دريا مي‌رود. شعري که با تلاش و زور زدن تنظيم شود هرچند که فني هم باشد اما شعر دلنشين از آب در نمي‌آيد.
* گويا در اين راه افرادي هم به شما کمک مي‌کنند؟
– بله، دو خواهر دارم که خيلي کمک حال من هستند. از اينکه برادر ندارم هم ناراحت نيستم چون فکر مي‌کنم اگر برادر داشتم مدام به من گير مي‌داد و نمي‌گذاشت در کارم پيشرفت کنم.
* براي سال جديد چه آرزويي داري؟
– با اينکه به بهار آلرژي دارم و اصلا اين فصل را دوست ندارم، اما سال نو را به همه تبريک مي‌گويم و در سال جديد براي همه آرزوي معجزه دارم. آرزو مي‌کنم مردم کشورم هر آنچه را که آرزو داشتند و رسيدن به آنها در دلشان حسرت شده بود به لطف خداوند مهربان به آن برسند و سالي شاد و پرخير و برکت داشته باشند.
* راستي در مورد ازدواج چه نظري داريد؟
– من آدم ايده‌آليستي هستم و دوست دارم يا با کسي که دلم مي‌خواهد ازدواج کنم يا با هيچ کس! ملاک و معيار من هم براي ازدواج اين است که طرف مقابلم هنرمند باشد. وفاداري، صداقت و با احساس بودنش به اثبات برسد.

آخرین نیوز