ریما گشت سالیان سفر
اخبار هنرمندان
۲۹ فروردین ۱۳۹۵, ۱۱:۳۰ ق.ظ

مصاحبه جالب و خواندنی با فریدون آسرایی /تصاویر

پرتال اجتماعی واکنش: شاید آن سال ها که در کانادا (music store) مرکزی محله فقیرنشین ونکوور را صاحب بود و به دور از حاشیه و زرق و برق خوانندگی، بیزینس بی سر و صدای خود را مشغول بود، هرگز به فکرش هم نمی رسید که روزی قرار است یکی از ستاره های پرطرفدار موسیقی پاپ داخل ایران شود.

سال ها گذاشت تا فریدون آسرایی در ونکوور، وسوسه خواننده شدن را تجربه کند و سال ۱۹۹۰ آغاز دوران کاری او در حوزه موسیقی بود. فریدون صدها هزار کیلومتر دورتر از وطن، با حضور «هومن و کامران» گروه «پرواز» را تاسیس و فعالیت موسیقی خود را شروع کرد.

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

آلبوم اول و تجربه های نخستش در کانادا با شکستی بزرگ مواجه شد، تا او سرخورده از موسیقی و بیزینس و ۱۴ سال زندگی در غربت به کشور بازگردد. زمانی زیادی طول نکشید که فریدون به یکباره خود را در کنار «بهروز صفاریان» دید و آلبوم «غریبه» به سرعت تمام رمزهای داخلی را درنوردید و این خواننده جدید (به قول لاله زاری های آن زمان)، با «آهای خوشگل عاشق» و «کبوتر» به چهره شماره یک موسیقی پاپ دهه هشتاد تبدیل شد. نام و آثارش به دشت به همه گیری در سطح جامعه رسید و همین باعث شد «فریدون» در ایران ماندگار شود و قید فروشگاه موسیقی و بیزینسش در کانادا را بزند. سال های زیادی از آن روزها می گذرد و این خواننده فراز و نشیب های زیادی را در ایران و در همه سال های فعالیت مجازش در داخل کشور تجربه کرده است. آلبوم های دیگری را منتشر کرده و کنسرت های زیادی را هم روی صحنه برده است.

قطعه دو صدائه اش با «آمرین» کلی سر و صدا به پا کرد و همین سال گذشته بود که بعد از چند آلبوم ضعیف، بار دیگر توانست با آلبوم «عشق یعنی» به روزهای اوجش بازگردد. فریدون این روزها داور مسابقه خوانندگی «شب کوک شبکه نسیم است. مسابقه ای که شبکه نسیم مثل پیش تر برنامه هایی که کم تر کسی فکرش را می کرد به آن ها آنتن بدهد، نه تنها بهترین ساعت پخش را گرفت، بلکه مدیران این شبکه نیز با حمایتی همه جانبه از این مسابقه خوانندگی باعث شده اند که تیم تولید این برنامه با انرژی و توان چند برابر به  کشف صداهای جدید بپردازند. گفت و گوی ما با فریدون از همین مسابقه خوانندگی و آکادمی موسیقی آغاز شد و به بحث های روز و اتفاقات حول و حوش این خواننده ختم شد.

«من و تو» یا «آمریکن آیدل»؟

حضور فریدون به عنوان یک خواننده محبوب در بین دیگر داوران مسابقه «شب کوک» از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفته و شاید اگر حضور این خواننده در این مسابقه نبود، کم تر کسی به دیدن «شب کوک» علاقه ای نشان می داد. آسرایی درباره کلیت این برنامه و مقایسه هایی که از ابتدای آغاز به پخش آن از سوی برخی رسانه ها انجام شده، توضیح می دهد: «این برنامه، برنامه تازه ای نیست و من نمی دام چرا یک سری از افراد و رسانه های «شب کوک» را با برنامه های ماهواره ای شبکه «من و تو» و «تی وی پرشیا» مقایسه می کنند.

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

اگر قرار به مقایسه باشد و این که ریشه و مبدا این قبیل مسابقات و برنامه ها از کجا بوده، حتما همه می دانیم که مبدا این قبیل شوهای تلویزیونی و مسابقات خوانندگ برنامه «آمریکن آیدل» از آمریکا بود و به مرور و با همه گیری این برنامه و پرمخاطب شدنش، همه شبکه های مهم و حتی شبکه های پربیننده بسیاری از کشورهای جهان نیز به ساختن چنین مسابقات و شوهایی با محوریت موسیقی و مسابقات خوانندگی اقدام کرده اند. مثل عرب آیدل، ترکیه و اغلب کشورهای اروپایی. این موج به مرور فراگیر شد و حتی در بسیاری از مواقع زمینه ساز معرفی چهره ها و خوانندگان جوان و بااستعدادی شد که پس از معرفی و محبوبیت در این مسابقات، توانستند خیلی زود به ستاره های پول ساز تبدیل شوند.

«شب کوک» به تبعیت از این قبیل اتفاقات و الگوبرداری از آن و رعایت تمام استانداردهای فرهنگی کشو، برای شناسایی استعدادهای موسیقی کشور روی آنتن می رود و سعی دارد در بهترین حالت، موقعیتی را برای شناساندن چهره های جدید موسیقی به علاقه مندان این حوزه فراهم کند. استعدادهای موسیقی در ایران اغلب کم تر توانسته موقعیت و فرصت دیده شدن را در رسانه همگانی ای چون تلویزیون به دست آورند و «شب کوک» می خواهند بهترین رسانه و سکو باری کسانی که دارای استعداد هستند، باشد.»

می خواهیم از موسیقی حمایت کنیم

آسرایی از بخری انتقادها و واکنش هایی که درباره سری اول «شب کوک» در برخی از رسانه ها شد، گله مند است و اعتقاد دارد که این قبیل واکنش های تخریبی از سوی افراد و رسانه هایی است که هرگز دل خوشی از موسیقی نداشته و ندارند. او از اتفاقات جدید در سری دوم برنامه می گوید و این که تغییرات زیادی نسبت به دوره اول در این برنامه رخ داده است و پیش بینی می شود استقبال چشمگیری نیز از آن شود.

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

در همین برنامه ما چند خواننده خیلی خوب داریم. خیلی از آهنگسازها که از ما سراغ فلان خواننده در فلان برنامه را می گیرند و تمایل دارند روی هنر و استعدادش سرمایه گذاری کنند. این یک قدم خوب برای بچه هایی است که پیش تر کسی آن ها را نمی شناخت. از سوی دیگر این نگاه استعدادپروری که به سمت تهیه کننده های موسیقی آمده، بسیار قابل احترام و مهم است. مارکت موسیقی باید به سمت این نگاه جهانی سوق داده شود و حمایت از استعداد چهره های جوان، یکی از اصول مهم در زاییش و همه گیر شدن چهره ها در مارکت داخلی است.

از سوی دیگر شروع هر برنامه ای با همه سختی هایی که در صدا و سیما برای آن وجود دارد، کار راحتی نیست. خیلی ها سال ها به دنبال شروع آن بوده اند و بالاخره از «شب کوک» شروع شده است. خیلی ایرادات و اشکالات و اشتباهات برای آن احساس می شد. ولی باید نفس کار را دید که نتیجه آن چه می شود. در نهایت من فکر می کنم کار قشنگی بود و الان بچه ها خودشان را پیدا کرده اند و امکانات بیش تری از طرف صدا و سیما در اختیارشان قرار داده شده است.

استیجی که برایشان تدارک دیده شده بسیار زیبا و حرفه ای است. به تعداد داورها یکی اضافه شده و روز به روز شرایط بهتر می شود. اگر ما واقعا می خواهیم از موسیقی حمایت کنیم به جای داستان درست کردن و حرف و حدیث ها و تهمت ها بیاییم کمک کنیم. یک سری افراد با موسیقی ضدیت دارند و دوست ندارند این بخش از هنر در ایران دیده شود. البته بعضی افراد بعد از یک سری رف هایی که زده بودند عذرخواهی کردند.

ما تلاش مان بر این است که یک قدم خوب برای جوان هایی برداریم که این فرصت در اختیارشان نیست تا خودشان را به خوبی در مرحله بعدی نشان دهند. در این مرحله خواندن آن ها با موزیک خواهدبود و جذابیت بیش تری خواهدداشت. شک ندارم که این برنامه همه قابلیت های تبدیل شدن به یک موج بزرگ را در تلویزیون ایران دارد.»

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

یک خواننده خوب

خواننده «عشق یعنی» تعریف جداگانه و آکادمیکی از یک خواننده خوب دارد. او معتقد است همان طور که فقط تمرین و استعداد نمی تواند به تنهایی به شناساندن شخصیت یک هنرمند در حوزه موسیقی کمک کند. حضور در یک آکادمی یا یک برنامه موسیقی هم قرار نیست به «خواننده شدن» یک هنرجو ختم شود. آسرایی مجموعه ای از برخی عوامل را در همه گیر شد استعداد و توانایی های یک خواننده موثر می داند.

که در این بین برخی  آموزش ها، ریزه کار های، مباحث آموزشی و تئوریک نیز کارساز است: «شما در مورد صدا صحبت می کنید ولی آنچه را که من دارم می بینم آن است که صدا تنها عامل موفقیت یک انسان نیست. خیلی از چهره های معروف ما در داخل و خارج کشور صداهای خاصی ندارند و مثال های زیادی برای آن هست.

شاید اخلاقی نباشد که من بخواهم اسم ببرم، ولی بسیاری از چهره های موسیقی داخل و خارج کشور هیچ صدایی ندارند و تنها برخی قواعد بازی که ما از این به بعد با لفظ «کاراکتر خوانندگی» از آن ها یاد خواهیم کرد، باعث شده بتوانند به خوبی خودی نشان دهند و کارشان بگیرد و حالا ستاره های موسیقی کشور لقب بگیرند. «کاراکتر خوانندگی» عبارت است از یک مجموعه و پکیجی که باید دست به دست هم بدهد تا فرد را به شهرت برساند و در اصطلاح خمیرمایه خوانندگی را در شخصیت هنری و اجتماعی این فرد بسازد. الان خوانندگی فقط داشتن صدای خوب و آکادمیک نیست. این حرف ها را حمید حامی در این چند سال بارها و بارها فریاد زده و گفته.

یک مجموعه بسیار مهم در کار خوانندگی است که دست به دست می دهند تا یک فرد را موفق کند. باز هم نمونه های زیادی هستند که می توان از آن ها نام برد که به رغم نداشتن یک صدای خوب، با تکیه بر دیگر اصول خوانندگی از قبیل استایل، سبک، تکنیک، کاریزما و… توانسته اند ضعف صدای خود را زیر سایه ببرند و توانسته اند چهره های موفقی باشند.

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

علاوه بر این بچه ها باید این شانس را داشته باشند تا یک آهنگ هیت را بخوانند و آهنگ خوب برایشان ساخته شود. وضعیت اجتماعی و مالی انسان ها در ایران از نظر اختلاف طبقاتی بسیار متفاوت است و خیلی ها هستند که موقعیت مالی مناسبی برای انتشار آلبوم ندارند. «شب کوک» در حال فراهم کردن مقدماتی است که برای افراد و هنرجویان بااستعداد و نفرات برگزیده اش شرایطی را فراهم کند که هم آلبومش تولید شود، هم آثارش به گوش مردم برسد و از همه مهم تر برخی اصول را به او یاد بدهد و مسیر درست را نشان دهد.»

موسیقی در ایران مظلوم است

آسرایی از سال های بایکوت موسیقی در کشور خاطرات خوبی ندارد. اعتقاد دارد چهره های زیادی بودند که به دلیل نگاه نادرست به موسیقی، زندگی و عمر هنری شان به باد رفت و نتوانستند در سال های اوج کاری شان، صدای خود را به گوش مخاطب برسانند و حالا که چنین بستری در جامعه برای این هنر فراگیر فراهم آمده بهتر است در بهترین حالت ممکن در راستای اشاعه و همه گیری آن تلاش کرد: «موسیقی همیشه مظلوم واقع شده است و بعد از ۳۰ سال با بدبختی به اینجا رسیده است. بنابراین داشتن برنامه موسیقی به این شکل در ایران بی سابقه بوده و به نظر من یک قدم بسیار خوب است و باید از آن حمایت کرد. موسیقی هنر مظلوم و بی پشتوانه ای است. چهره های زیای در همه این سال ها بوده اند که به دلیل نداشتن تریبون مناسب، شرایط مالی خوب و بسیاری دیگر از کمبودها، با سرخوردگی از حوزه موسیقی رفته اند و زندگی و انگیزه شان را از دست داده اند.

به هر حال در دوران  حاضر در مقایسه با دوران گذشته شرایط بهتر شده است. من فکر می کنم موسیقی در کشور دوران جدیدی را تجربه می کند و این دوران جدید می تواند زمینه ساز اتفاقات جالبی در این حوزه باشد.»

عشق یعنی؟

انتهای این گپ و گفت به آلبوم «عشق یعنی»، آخرین اثر فریدون آسرایی اختصاص داشت که بار دیگر توانست این خواننده را به روزهای اوج خودش بازگرداند. آلبومی که بعد از چند اثر متوسط و حتی ضعیف پس از آلبوم «غریبه» توانست این خواننده را از آن دوران افول خارج کند و هوش بالای فریدون در انتخاب تیم کاری و عوامل آلبومش مهم ترین فاکتور این اتفاق در دروانی بود که گسترش موسیقی پاپ در جامعه ایرانی، رقابت را سخت تر و سخت تر کرده بود: «معمولا هر آهنگ ساز و تنظیم کننده ای سبک کاری مربوط به خود را دارد. اگر خواننده ای بخواهد با آهنگ ساز یا تنظیم کننده ای کار کند باید مدت ها با یک دیگر فعالیت داشته باشند تا حرف هم را متوجه شوند، به نظری واحد برسند، ایده هایشان به هم نزدیک شود و بتوانند به طرز فکری مشترک دست پیدا کنند.

فریدون: در آکادمی کسی خواننده نمی شود

چنین خط فکر مشترکی در کار تولید به وجود می آید و به همین دلیل خواننده با هر آهنگ سازی نمی تواند کار کند. بهروز صفاریان در من چیزی را که در یک فرد به عنوان خواننده می خواهد، دیده و متقابلا من نیز از او انتظاراتی را که از یک تنظیم کننده داشتم، محقق شده دیدم. برای به دست آوردن شناختی مناسب از یک تنظیم کننده باید مدت ها با او کار کرد تا در نهایت به نتیجه گیری مناسب و درستی رسید و به همین دلیل است که روند تولید کارهای من طولانی می شود و «عشق یعنی» سه سال و نیم پس از «خاطرات گمشده» روانه بازار موسیقی شد.

ما هم زمان با زمان پیش می رویم و از این رو هر آلبوم فضای مربوط به خود را دارد. گاهی اوقات تولید برخی آثار یک اتفاق است و اصل آلبومی که تهیه می شود براساس اصل ترانه ای است که در اختیار خواننده قرار داده می شود که در زمان تولید آلبوم «غریبه» ترانه هایی هم چون کبوتر و گل هیاهو در اختیار ما قرار گرفت که ترانه هایی بسیار زیبا بودند. این ترانه ها سرنوشت یک آلبوم را تعیین می کنند و تمام سرنوشت یک اثر به ترانه هایی مربوط است که در اختیار آن اثر قرار می گیرد.

آلبوم «عشق یعنی» ۱۲ قطعه و ۱۱ ترانه سرا داشت. شخصا در این حوزه خیلی به اسم فکر نمی کنم و به همین دلیل کارها را از ترانه سراهای مختلفی دریافت کردم. در رابطه با ترانه و ملودی با گروه مشخصی کار نمی کنم و تنها در مورد تنظیم حساسیت های ویژه ای دارم در زمینه ترانه همیشه از دوستان جوانی که ترانه های خوبی برای ارائه دارند، استقبال می کنم چون بعضی اوقات کارهایی از دل این جوان ها در می آید که مانند قطعه «گل هیاهو» ماندگار می شود.

«عشق یعنی» برای من تجربه لذیذی بود که توانست در جامعه مورد استقبال قرار بگیرد و لذت این اتفاق برای من جوری بود که همه مراحل تولید آلبوم و خستگی هایش را فراموش کردم و با یک امید و انگیزه ویژه، به ادامه روند کاری ام نگاه می کنم. زندگی ادامه دارد و برای آینده برنامه های زیادی دارم و امیدوارم به زودی بتوانم نسبت به عملی کردن این اقدامات و برنامه ریزی ها اقدام کنم.»

رهـــــــــــــا مسعودی
445 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Ho3in R, [۰۳.۱۲.۱۶ ۱۱:۰۵]
بستن پنجره