کافه گردش
سرگرمی
۱۷ شهریور ۱۳۹۳, ۲:۰۷ ب.ظ

ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم

داستان ضرب المثل, ریشه تاریخی ضرب المثل

هر کسی بدون مطالعه و مداقه کاری انجام دهد و از رهگذر آن عمل ناسنجیده متحمل زیان و ضرر، و بلکه مزاحمت و دردسر شود در پاسخ ملامتگو از مصراع مثلی بالا استفاده می کند تا موجب تنبه و عبرت دیگران گردد و نیندیشیده تصمیمی نگیرند.

جلال الدین محمداکبر شاه (۱۰۱۴-۹۶۳ هجری) از سلاطین گورکانیه هند است که سلسله مزبور بالغ بر سیصد سال (۱۲۶۴-۹۳۲ هجری( در هندوستان فرمانروایی کرده اند. اکبرشاه همان کسی است که برای ایجاد یک سلطنت ملی و رفع اختلافات فرق و ملل و نحل در سال ۹۷۵ هجری مذهب صلح کل را بنیاد نهاده آن را مذهب الهی نامگذاری کرد، و مقرر داشت که در هر شب جمعه علما و مشایخ اسلام از شیعه و سنی و کشیشان ژروئیت نصاری و احبار یهود و مؤبدان زردشتی و برهمنان هنود و حتی ملحدان و دهری مذهبان با کمال آزادی چهار ایوانی که برای نیت در قصر خود بنا کرده بود انجمن ساخته مباحثه و احتجاج نمایند و خود تحت عنوان ملکه اجتهاد و ظل الله به سخنان ایشان گوش فرا داده قضاوت می کرد.

اکبرشاه «در فهم و دانش و همت و بینش و رأی و تدبیر و عدل و داد بی نظیر بوده معاصر شاه عباس ماضی صفوی است و با یکدیگر مراوده ای تمام داشته اند.»
اکبرشاه طبع شعر داشت و گهگاه به فارسی شعر نیکو می سرود. گویند شبی فارغ از قیل و قال سلطنت و کشورداری، مجلس بزمی آراست و در شرب خمر و میگساری افراط کرد.

بامدادان به سر درد شدیدی مبتلا گردید و در پاسخ ندیمان و آشنایان که به عیادتش رفته بودند مرتجلاً گفت :

دوشینه زکوی می فروشان
پیمانه می به زر خریدم
اکنون ز خمار سر گرانم
زر دادم و دردسر خریدم

سپیده تدین
274 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *