دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی - پرتال جامع واکنش | اخبار سیاسی ، فرهنگی ، گردشگری ، زناشویی ، سرگرمی ، عکس بازیگران ،دنیای مدل
کافه گردش
دنیای مد
۲۰ آذر ۱۳۹۴, ۶:۵۳ ب.ظ

دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

پرتال اجتماعی واکنش:جان سالادینو، یکی از طراحان مشهور جهان است که حالا یک سبک دیزاین به نام خودش دارد؛سبک سالادینویی!جان سالادینو، یکی از ۱۰ طراح مشهور جهان است که او را به خاطر سبک نوینش در طراحی و عشق بی‌اندازه‌اش به رنگ‌های قهوه‌ای می‌شناسند. این مرد پا به‌ سن گذاشته، مثل خیلی از هم‌نسلان خودش، طراحی را با قلم و کاغذ شروع کرد و هنوز هم او با این روش، راحت‌تر می‌تواند طرح بکشد تا با استفاده از رایانه. سالادینو را با سبک‌های عجیب و طرز فکر خاصش می‌شناسند. او در این گفت‌وگوی دوستانه با «کلاودیا ژوستل»، موسس مرکز طراحی «آدینی» و یکی از طراحان داخلی باسابقه آمریکا که در سایت SFLUXE منتشر شده رازهای طراحی‌اش را تا آنجا که می‌شده برای شما بازگو می‌کند. این گفت‌وگو زمانی کار شده که کتاب «ویلا»ی آقای طراح تازه منتشر شده بود.

قبل از مصاحبه وقتی درباره جان سالادینو، طراح مشهور جست‌وجو می‌کردم، آشنایان و اطرافیانم می‌گفتند: «هرگز نمی‌توانی یک وقت مصاحبه با سالادینوی بزرگ جور کنی.» اما بالاخره تلاش‌های «جین سیمون»، مشاور دست‌راستش که ۲۲ سالی با هم بوده‌اند، نتیجه داد و توانستم درست وسط برنامه سفت و سختش جایی داشته باشم، در «ماندرین اورینتال» یک فنجان چای درست و حسابی با او بنوشم و هرچه‌ درباره زندگی و رازهای هنری‌اش در ذهن دارم، از او بپرسم.
دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

این ‌روزها در سانفرانسیسکو هستید تا کتاب جدیدتان «ویلا» را معرفی کنید. کتاب درباره چیست؟

کتاب محشری است. سه سال طول کشید تا این کتاب سر و سامان بگیرد. پنج عکاس در تهیه عکس‌های آن کار کردند و به گمانم نخستین کتاب در زمینه طراحی باشد که با یک DVD عرضه می‌شود. خود این DVD هم موضوع محشری است و کلی موسیقی‌های منحصربه‌فرد دارد که کپی‌رایت‌شان را از خود سازندگانش خریدیم. به نظرم یک‌جور میراث برای نوه‌ام به جا گذاشته‌ام. از همه‌ مباحث در این کتاب مطلب داریم؛ از معماری گرفته تا طراحی داخلی، طراحی منظره و حتی تفریحات؛ یعنی دستور پخت غذا یا مواردی از این دست. درواقع آنچه ارائه داده‌ام، یک‌جور کتاب سبک زندگی است که بخش معماری‌اش بیشتر است. کتاب را با صدای خودم خوانده‌ام برای همین به نظر می‌رسد که ما؛ یعنی من و خواننده (یا شنونده کتاب) داریم با هم گپ می‌زنیم.

این‌طور که من درباره شما خوانده‌ام برای تحصیل به مدرسه هنر و معماری «یل» رفته بودید. می‌خواهم بدانم شرایط دانشکده‌های هنر و معماری در مقایسه با امروز چطور بود؟

مدرسه یل آن روزها داشت تغییر می‌کرد. حدود سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ بود. آن زمان خانم‌ها در دانشکده تحصیلات تکمیلی درس می‌خواندند در حالی که هنوز در بخش کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. دوره کارشناسی ارشد سه ساله بود. کلاس‌ها خودمانی بود و باید برای تعدادی از کلاس‌ها اجازه می‌گرفتی به‌خصوص در زمینه کلاس‌های تاریخ هنر. اجازه گرفتن هم این‌طور بود که باید با استادت مصاحبه می‌کردی که ببیند به درد شرکت کردن در کلاس‌ها می‌خوری یا نه. در دوره «هنر و معماری امپراتوری روم» که آخرین علاقه من بود، ۱۲ نفر شاگرد بودیم.

هر شش نفر پشت یک نیمکت می‌نشستیم و استاد برای‌مان توی فنجان‌های نقره‌ای اصل، برگ اصل چای دم می‌کرد. در همان حین هم به ‌ما اسلایدهایی را نشان می‌داد. این آخرین کلاس‌های من از یک دوران تحصیلی خاص و خوب بود. از آن کلاس‌های خوب و عالی در نهایت آدم‌های شگفت‌آوری پا به دنیای هنر گذاشتند. کلاس من بهترین کلاس «یل» در زمینه هنر بود. همه کسانی که از آن کلاس می‌شناختم آدم‌های معروفی شدند؛ کسانی مثل ریچارد سرا، چاک کلوز، روبرت منگولد، روبرت استرن، ‌جنیفر بارتلد و… . ما مثل یک گروه ماهی گوشتخوار بودیم و راستش را بخواهی، انگار استادها از ما کمی می‌ترسیدند. از رقابت داخل کلاس هم خیلی چیزها یاد گرفتیم و من فهمیدم که چقدر خوش‌شانس هستم.

دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

می‌توانم تصور کنم. فکرش را بکن کلی آدم‌های محشر دورت را گرفته باشند. معلوم است که عالی می‌شوی. بعد از اینکه به عنوان یک طراح خوش‌ذوق بیرون آمدید، چه کردید؟

اول همراه با همسرم به جزیره‌ای دورافتاده و بکر به اسم «بلاک آیلند»، جایی در اطراف نیویورک رفتیم. خیلی دنج و خلوت بود. بعد هم به پرتغال رفتیم، یک زمین خریدیم و من شروع کردم به طراحی یک خانه. زمین خانه‌مان هفت هکتار بود که یک سرش هم به اقیانوس می‌رسید. خانه طراحی شده را با چند برابر قیمت فروختیم و من توانستم با استفاده از پولش موسسه بازرگانی و طراحی خودم را در ۲۹ سالگی تاسیس کنم. یک دفتر سه اتاقه در نیویورک اجاره کردم با یک منشی و دفتردار. آن ‌زمان‌ها هنوز کامپیوتر نیامده بود و همه با دست خالی روی میزهای طراحی مشغول کار می‌شدند.

همه‌چیز با الان متفاوت بود. روند کار کندتر بود اما فکر می‌کنم گاهی بهتر هم بود چون به نظرم با سرعتی که این‌روزها داریم همیشه نمی‌توانیم درباره کیفیت کار مطمئن باشیم. می‌خواهم این را بگویم که اگر من این ‌روزها موفق هستم به خاطر تجربه‌های اولیه‌ای است که داشته‌ام و به خاطر اینکه خودم را درگیر کامپیوتر نمی‌کنم. به خاطر همین می‌توانم همه‌چیز را وارونه بکشم. این توانایی باعث می‌شود مشتریان جدیدم کلی تعجب کنند. درواقع طراحی‌های کامپیوتری خوب هیچ‌وقت آنها را شگفت‌زده نکرده ولی از طراحی دستی خیلی لذت می‌برند چون می‌توانند آن را حس کنند. آدم‌ها به خاطر همین آدم بودن‌شان با طراحی دستی ارتباط بهتری برقرار می‌کنند.

قبل از اینکه شرکت خودتان را در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ خورشیدی) تاسیس کنید، برای شرکت دیگری هم کار کرده بودید؟

قبل از ۲۹ سالگی برای سه شرکت دیگر کار کرده بودم که الان همه‌شان ورشکست شده‌اند. من برای یکی از شرکت‌های بزرگ آن‌ زمان کار می‌کردم که ۱۲۰ کارمند و سه اتاق کنفرانس داشت. کار و بار آن‌قدر پررونق بود که باید از یک هفته جلوتر، اتاق کنفرانس را رزرو می‌کردی تا بتوانی با مشتری‌هایت ملاقات کنی. هر معماری هم برای خودش کارمند و طراح جداگانه‌ای داشت.

دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

در این دوران با معماران بزرگی مثل «پیرو سارتوگو»ی ایتالیایی کار کرده‌اید. درباره آن دوران بگویید که چه حس و حالی داشت و چطور بود؟

آن زمان ۲۶ ساله بودم. رفته بودم برادرم را که در دانشگاه ویرجینیا درس می‌خواند، ببینم. آقای طراح را هم در یک ‌مهمانی دیدم. راستش را بخواهید نسبت به او خیلی بی‌ادب بودم چون از آدم‌های اشراف‌زاده بدم می‌آمد اما کمی که گذشت با هم دوست شدیم و بحث خوبی داشتیم. او از من پرسید، آیا می‌توانیم بعدها همدیگر را در نیویورک ملاقات کنیم یا نه؟ بعدها که او به نیویورک آمد به من پیشنهاد کرد، با هم در رم، ‌پایتخت ایتالیا همکاری‌هایی داشته باشیم. بهتر از این چیز دیگری هم هست؟ دو سال با هم همکار بودیم.

محیط رم، ‌وضعیت خیابان‌هایش و فواره‌های بزرگ و عجیبی که داشت، همه‌شان برایم الهام‌بخش بودند. باورتان نمی‌شود اگر بگویم حتی عاشق دیدنی‌های کهنه و پوسیده‌اش شدم. طرز فکر من به عنوان یک طراح همیشه این بوده که در معماری باید با حداقل‌ها کنار آمد. عاشق این بوده و هستم که با این طرح‌های به ظاهر پوسیده، یک محیط رمانتیک و کاربردی بسازم. برای همین شروع کردیم به سرهم کردن طرح‌ و نقش‌های قدیمی با هم؛ کاری که در آن زمان کسی نمی‌کرد. مردم به همان طرح‌های قدیم‌شان عادت کرده بودند. رنگ‌ و نقش‌های خانه‌ها، با تم ایتالیایی زیاد همخوانی نداشت و رنگ‌ها متعلق به طبقه بورژوازی بود. من سعی می‌کردم در کارهای بخش‌هایی از گذشته، قطعات متلاشی‌شده سازه‌های قدیمی را در هم کنم و این طرح‌ها را به شکلی درآورم که روی دیوار بنشیند.

نگاه امروزتان به طرح و سبک ممکن است با دیگران متفاوت باشد. این سبک‌ها زمانی که در رم بودید به سرتان زد؟

فکر می‌کنم این تاثیر گرفتن از معماری و سبک ایتالیایی همان راز درونی من است که شما کشفش کرده‌اید. اوایل که به رم رفته بودم به اندازه دانشجویان و استادان درباره سبک‌های معماری و طراحی ایتالیا اطلاعات نداشتم اما در آن دوران اتفاق‌هایی برایم افتاد که وقتی الان به گذشته‌ام نگاه می‌کنم به نظرم می‌آید که دوباره متولد شده‌ام. یادم می‌آید، آن اوایل که به رم رفته بودم، خیلی بی‌پول بودم و برای اینکه بتوانم شکمم را سیر کنم، شب‌ها در خیابان‌های رم راه می‌افتادم و نان بستنی‌ها را جمع می‌کردم و می‌خوردم. تقریبا تمام شب‌ها کارم همین بود.

وقتی دنبال غذا می‌گشتم، خیابان‌های شهر توریستی و شلوغ، بیش از حد خلوت بود و این فرصت خوبی بود که بدون حضور سر و صدای اضافی یا آدم‌های کنجکاو به معماری‌های معروف یا حتی معمولی ساختمان‌های ایتالیایی نگاهی بیندازم. همان زمان‌ها بود که احساس کردم عاشق معماری کلاسیک و گاهی عظیم‌الجثه ایتالیا شده‌ام. می‌خواهم بگویم انگار نان‌بستنی‌ها مرا آنقدر موفق کرد. شاید برای‌تان جالب باشد اما ورودی خانه‌ها برایم خیلی جذاب بود؛ سازه‌هایی که معمولا ارتباطی با جهت طلوع و غروب خورشید داشتند و فلسفه‌شان در معماری دنیای مدرن ایتالیا فراموش شده بود. در کشورهای دیگر مثل آمریکا، ورودی آپارتمان یا سازه، جایی برای ورود و خروج بود.

دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

یعنی به نظرتان طراح‌ها زیاد به در ورودی خانه‌ها اهمیت نمی‌دهند؟

همین‌طور است. همان زمانی که در رم می‌گشتم، به تفاوت درهای ورودی در رم فکر می‌کردم؛ اینکه آدم با تغییراتی در یک‌سری چیزهای کوچک چقدر می‌تواند تغییرات مهمی ایجاد کند. درهای ورودی آمریکایی را در نظر بگیرید.

یک‌سری درهای آلومینیومی هستند که یک نوشته بزرگ «بکشید/فشار دهید» رویش چسبانده‌اند و یک دستگیره احمقانه هم رویش نشسته که هیچ منطقی ندارد. حالا این تصویر را بگذارید کنار درهای ورودی سازه‌های رومی که به خاطر مسائل سنتی ١۴ پا از سطح زمین ارتفاع دارند. درهای کوچک هم برای رفت و آمد روزانه در نظر گرفته شده‌اند.

زندگی خصوصی‌تان چطور؟ اینکه اهل ایتالیا هستید، چقدر در ایتالیایی‌ فکر کردن‌تان تاثیر داشته؟

پدر و مادرم ایتالیایی هستند و هرکدام در بخشی از ایتالیا به دنیا آمده‌اند. یکی از آنها اهل منطقه‌ای است که مردمانی مهاجر دارد. نشست و برخاست با مردم این نواحی یک فرصت خیلی ویژه به من داد که توانستم با مردان جوان آنها بگردم و درباره علایق و عقایدشان بدانم. همین رفت و‌آمدهای ساده به من نکاتی را آموخت که حتی در دانشکده هم کسی به ما یاد نمی‌داد.

دکوراسیون خاص با طراح مشهور ایتالیایی

کمی هم  درباره سبک کاری‌تان صحبت کنیم؛ سبکی که تازه است و آن را به نام خودتان، سبک «سالادینویی» نامیده‌اند.

سبک معماری سالادینو با بزرگ شدن و افزایش تجربه من، رشد کرد و بزرگ شد. از این نظر به ورزش تنیس شبیه است. الان با این سبک می‌توانم ۱۰ کار را همزمان انجام دهم و در عین حال سبک خاص خودم را هم داشته باشم. خوشبختانه من حافظه تصویری خیلی خوبی دارم و هرچیزی که حتی ٢٠ سال پیش دیده باشم را می‌توانم خیلی دقیق به خاطر بیاورم. راز کارم این است که برای مشتری‌هایم وقت می‌گذارم و حرف‌شان را دقیق به خاطر می‌سپارم.

بعد با کمک کارمندانم که ٢۵ نفری می‌شوند، بهترین طرح‌ها را گرته می‌زنیم تا به یک نمونه عالی و مشتری‌پسند برسیم؛ طرحی که ردپای ایتالیا را در خودش دارد. ما در کار طراحی و ساخت مبلمان هم هستیم. می‌دانید راز کار ما در کجاست؟ اینکه سعی می‌کنیم در قرار ملاقات‌های‌مان سلیقه آدم‌ها را جزء به جزء بکاویم.

سارا ابراهیمی
457 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بستن پنجره