کافه گردش
اخبار
۱۷ آذر ۱۳۹۵, ۹:۴۵ ق.ظ

خیانت مرگبار زن جوان به شوهرش

پرتال خبری واکنش: حدود ساعت ۲۳ بیست و دوم آبان ماه سال جاری خبر سقوط مرگبار مرد جوانی از ساختمان چهار طبقه‌ای در منطقه هنگام به مأموران کلانتری ۱۳۶ فرجام اعلام شد که با حضور مأموران در محل اعلام خبر و طی بررسی‌های اولیه مشخص شد مرد سی و شش ساله‌ای به نام علیرضا بر اثر سقوط از پشت‌بام ساختمان چهار طبقه به تراس یکی از واحدهای این ساختمان در طبقه دوم دچار جراحت شده و پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است.

با اعلام مراتب این اتفاق به محسن مدیرروستا؛ بازپرس کشیک قتل پایتخت، وی دستور تحقیقات درباره این حادثه مرگبار را صادر کرد که مأموران در ابتدای تحقیقات سراغ مرد جوانی به نام داوود که در طبقه سوم ساختمان سکونت داشت، رفتند و وی را بازداشت کردند.

داوود پس از انتقال به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران در اظهاراتش به قاضی مدیرروستا؛ بازپرس پرونده گفت: دختر سیزده ساله و پسر هفت ساله‌ای دارم و در طبقه سوم ساختمان وقوع حادثه زندگی می‌کنیم، متوفی را می‌شناختم، چندین بار او به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت.

وی در تشریح حادثه به بازپرس گفت: حدود ساعت ۱۰ شب حادثه به خانه رسیدم و قبل از اینکه وارد خانه شوم، دخترم از من خواست که آشغالها را به خارج از منزل ببرم، آشغالها را به بیرون بردم و پس از آن برای خرید نان به سوپرمارکت رفتم بعد از خرید نان به خانه برگشتم، لحظاتی از ورودم به داخل منزل نمی‌گذشت که یکی از همسایه‌ها در خانه ما را زد و گفت برادر زنم داخل تراس منزل آنها افتاده است؛ من به او گفتم که برادر زنم شهرستان است اما همسایه گفت برادر همسرم کلید ساختمان را دارد و هر چند وقت یک‌بار به اینجا می‌آید.

وی ادامه داد: بعد از آن به تراس خانه همسایه رفتم و دیدم متوفی آنجا افتاده است، اما او برادر زنم نبود و همان علیرضا بود که چندین بار به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت، من آن شب به پشت‌بام نرفتم و متوفی را ندیدم، همسایه‌ها علیرضا را چند شب قبل از حادثه در پشت‌بام منزلمان گرفته بودند و او گفته بود که برادر همسرم است، آن شب زمانی که همسایه‌ها وی را مقابل منزلمان آوردند، همسرم از من خواست که به همسایه‌ها به دروغ بگوییم که او برادر زنم است و من به خاطر آبرویم به همسایه‌ها گفتم که او را رها کنند.

اظهارات متهم این پرونده در حالی مطرح شد که همسر متهم بازداشت شده در اظهاراتش به ماموران گفته بود: در منزل بودم که شوهرم پس از خرید به خانه آمد، شوهرم به پشت‌بام رفت و پس از چند لحظه صدای سقوطی شنیدم؛ زمانی که همسرم به خانه برگشت به او گفتم چه شده که او گفت اتفاقی نیفتاده است، بعد همسایه طبقه دوم آمد و به شوهرم گفت که برادرم به تراس واحد ما سقوط کرده است، علیرضا برادر من نبود و من به دروغ او را برادر خودم معرفی کرده بودم، با علیرضا ارتباط داشتم چون مدام مرا تهدید می‌کرد و همه جا دنبالم می‌آمد و مجبور بودم با او خوب باشم!

پس از اظهارات داوود، وی به دستور قاضی امور جنایی تهران بازداشت شد و برای ادامه تحقیقات در اختیار مأموران آگاهی قرار گرفت تا اینکه پیش از ظهر امروز برای انجام بازپرسی، مجدداً به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در اظهارات جدیدش به بازپرس پرونده گفت: آن شب بعد از خرید نان به منزل برگشتم، بعد به پاگرد بین طبقه سوم و چهارم رفتم تا لاستیک موتورم را از آنجا بردارم و لاستیک موتور را عوض کنم، در این حین دیدم در پشت‌بام باز است؛ به پشت‌بام رفتم و دیدم علیرضا پشت کولر منزلمان پنهان شده است.

داوود ادامه داد: به علیرضا گفتم اینجا چه می‌کنی؟ مگر قول ندادی و قسم نخوردی که دیگر به منزلمان نیایی؟ در این حین ناگهان علیرضا ترسید و عقب‌عقب رفت؛ در آنجا منقلی بود؛ علیرضا پایش به منقل خورد و نزدیک بود که از پشت‌بام سقوط کند، من قصد داشتم او را بگیرم حتی یقه لباس و دست او را گرفتم اما علیرضا به پایین سقوط کرد، من با او درگیر نشدم.

داوود ادامه اظهاراتش به بازپرس را اینگونه شرح داد: به منزمان رفتم و به همسرم گفتم علیرضا به پایین سقوط کرده، از همسرم پرسیدم علیرضا در پشت‌بام چه می‌کرد که گفت نمی‌دانم، همسرم پس از اینکه کلیدهای منزل عوض شده بود، دو کلید داشت، یکی از کلیدها دست خودش بود و من از او خواستم که کلید دوم را به من دهد اما گفت کلید دست خواهرش است و آن را به من نداد؛ بعداً متوجه شدم کلید دوم، دست علیرضا بود و به منزلمان رفت‌وآمد داشته است.

داوود پس از این اظهارات در اختیار مأموران اداره آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در رابطه با این پرونده ادامه دارد.

رهـــــــــــــا مسعودی
289 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *