طباطبایی: هر کلمه بی ربط سبکی که صادر شود، صادر کننده یا کم عقل است یا وقیح - پرتال جامع واکنش | اخبار سیاسی ، فرهنگی ، گردشگری ، زناشویی ، سرگرمی ، عکس بازیگران ،دنیای مدل
کافه گردش
aمطالب پیشنهادی
۲۴ مهر ۱۳۹۵, ۱۰:۲۳ ق.ظ

طباطبایی: هر کلمه بی ربط سبکی که صادر شود، صادر کننده یا کم عقل است یا وقیح

استاد برجسته اخلاق می گوید: هر کلمه بی ربط و سبکی که صادر شود، صادر کننده یا کم عقل است یا وقیح و یا بیش از توانش به او قدرت داده شده و جز این نیست؛ در چنین شرایطی باید مردم تا می توانند به سلامت خود بکوشند و گفتار چنین افرادی را باور نکنند. او معتقد است: وقتی جامعه از نظر اخلاقی فاسد شود، افراد مومن، با اخلاق و تأثیرگذار در میان مردم کنار می نشینند چون نمی خواهند درگیر شوند و به دلیل آرام شدن این گروه احتمال سقوط حکومت نزدیک می شود.
پرتال خبری واکنش: حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی طباطبایی در گفت وگو با شفقنا، اخلاق را یک روش رفتاری جامعه عنوان و اظهار کرد: در زمینه اخلاق غالبا آنچه در باطن اشخاص است، ظاهر نمی شود؛ گروهی از افراد هستند که نفس و روحیه ناپاکی دارند و تنها تظاهر به پاکی می کنند و زیست شان همراه با ریاکاری است؛ این گروه همیشه بودند، هستند و خواهند بود، فقط گاهی تعداد آنها افزایش و گاهی کاهش پیدا می کند. دسته دیگری از مردم، کسانی هستند که ظاهر و باطن یکی دارند، این افراد باز چند گروه هستند، یک گروه افرادی ساده هستند و نمی توانند باطن خود را مخفی کنند لذا آنها افراد باهوشی نیستند، گروه دیگر باهوش هستند و قدرت پنهان کردن باطنشان ضعیف است و گروهی دیگر قدرت روحی شان بیشتر است و تا ابد باطن خود را ظاهر نمی کنند؛ در این میان اخلاق آن روش رفتاری است که ظاهر می شود و به باطن مربوط نمی شود.
وی ادامه داد: ظهور اخلاق در جامعه در هر زمانی تفاوت هایی دارد، گاهی تمدن و گاهی تدین غالب است؛ وقتی تمدن غالب باشد، مردم کارهای روزمره که علاقه دارند را انجام می دهند و وقتی تدین غالب باشد، پاکدامنی واقعی است، لذا غالبا اصطکاک پیش می آید و مردم دو چهره می شوند و تظاهرشان به دین یک جا و تمدن یک جای دیگر پیدا می شود. در حقیقت فرهنگ اجتماعی چنین جوامعی به هم ریخته است که در حال حاضر کشور ما به این صورت است؛ اگر بررسی کنیم این مشکل در کشور ما هم دیده می شود. دیگر تعادل و تعامل نیست و مردم با هم رفتارشان نا مناسب است، البته خداوند همیشه نظارت به مخلوق دارد و آنجایی که ظلم بر همدیگر رایج شود، خداوند با روش های گوناگون انسان ها را متنبه، متذکر و آگاه می کند؛ اما گاهی آدم ها خواب هستند و این حوادث هم تغییری در آنها ایجاد نمی کند، خداوند انسان ها را از این دنیا می برد و انسان های دیگری را به این دنیا می آورد.
استاد برجسته اخلاق به تأثیرات رواج بی اخلاقی در قدرت حکومت اشاره و اظهار کرد: وقتی جامعه از نظر اخلاقی دچار مشکل شد که من تصور می کنم جامعه ما در حال کشیده شدن به این سمت است، خود به خود بر روش حکومت داری لطمه وارد می کند و حتی ممکن است حکومت ها را به انحطاط بکشاند.
وی افزود: توقع مردم از حکومت اخلاق و مهربانی است لذا وقتی به جای اخلاق و مهربانی، بی اخلاقی و آثار آن دیده شود و در واقع خلاف انتظار، توقع و خواهش افراد باشد، جامعه نیز دچار انحطاط می شود.
وی مردمان بی اخلاق در جامعه را به دو گروه تقسیم و اظهار کرد: یک گروه افراد وقیح هستند و گروه دیگر افراد کم عقل و بی باک هستند که همیشه در جامعه بوده و هستند، گاهی ضعیف و گاهی به دلیل برخی حمایت ها، قوی می شوند و به صحنه می آیند؛ در این زمان مومنان کنار می نشینند چون نمی خواهند درگیر شوند و به دلیل آرام شدن این گروه احتمال سقوط حکومت نزدیک می شود؛ این مساله در تاریخ هم اتفاق افتاده، در دوران امیرمومنان وقتی وقاحت ها زیاد شد، که از آنان به عنوان غوغا سالاران نام برده شده، علی(ع) خود را کنار کشید، پس از آن مردم به سطوح آمدند، دولت عثمان سقوط کرد و خودشان دنبال علی آمدند.
وی به مفهوم وقاحت در زمان علی(ع) و بازگشت مردم به سمت امیرمومنان اشاره و اظهار کرد: در آن زمان اخلاق یعنی محبت، دوستی، نیکی و حرمت گذاشتن از بین رفت، بی حرمتی ها، آبروریزی ها و هتاکی ها شروع شد؛ مردم مدتی سرگردان و مطیع بودند و پس از اینکه متوجه دروغ ها و وقاحت ها شدند، به سمت علی آمدند.
طباطبایی ادامه داد: در زمان فعلی چنانچه جامعه از نظر اخلاقی ناهنجار است هر کسی وظیفه دارد خود را هنجار کند؛ ما انقلاب کردیم که اخلاق در متن بیاید نه اینکه به حاشیه برود؛ اگر امروز در حاشیه رانده شده تلاش کنیم که به متن جامعه بیاید. همگی توجه کنیم هر کلمه بی ربط سبکی که صادر شود، صادر کننده یا کم عقل است یا وقیح و یا قدرت بیش از توان او به او داده شده است.
وی  به فاکتورهای اخلاق در دین اشاره و تصریح کرد: اولین فاکتور اخلاق صداقت است؛ هیچ وقت با دروغ نه جامعه ای پیشرفت کرده نه آدمی، متاسفانه بشر به دلیل ضعف خود دروغ می گوید؛ من اگر به شما دروغ بگویم، طرف مقابلم که بیاید، سریع به اضطرار و نگرانی می افتم، اما اگر راست گفته باشم خیال راحتی دارم. انسان دروغگو صدها آفت به خود وارد می کند. دومین فاکتور مهم انصاف است، باید در رفتار با یکدیگر منصف باشیم، اگر بی احترامی دیگران به من بد است، بی احترامی من به دیگران هم بد است.
این استاد اخلاق در ادامه تصریح کرد: سومین فاکتور حرمت گذاشتن به انسان ها؛ برای حفظ حرمت ها باید بدانیم که اگر حرمت حفظ نشود هیچ چیز در جامعه به ارزش خودش باقی نمی ماند؛ حتی حرمت اولاد به پدر و مادر و برعکس. در مورد مسوولین مملکتی نیز به همین صورت است، اگر مسوولین جامعه را به بی اعتنایی مخاطب قرار دادند، قطعا جواب نمی گیرند، اگر دقت کنید همه کشورها وقتی می خواهند از جامعه بهره مند شوند، تمجید می کنند، این مساله به این دلیل است که جامعه نقد، انتقاد و توهین را نمی پذیرد. چهارمین فاکتور گذشت است؛ باید نسبت به افراد بی ادب با رفتار کریمانه گذشت نشان داد؛ نیاز نیست چنین افرادی را اصلاح کنیم، جامعه آنها را مودب و اصلاح می کند.
طباطبایی به برخی از دلایل رواج بی اخلاقی در جامعه اشاره کرد و گفت: وقتی مردم دارای اقتصاد متعادل و اشتغال نیستند دچار ناهنجاری اخلاقی می شوند؛ نکته دوم اینکه در حال حاضر تکنولوژی به شدت پیشرفت کرده و مثلا به واسطه این پیشرفت دستگاه های عکسبرداری در دست اکثر مردم وجود دارد؛ اگر این ابزار به دست افراد نا سالم برسد، مشکلات جامعه چندین برابر می شود لذا هر کسی در حد خود باید از این نوع بی اخلاقی ها ممانعت و اخلاق را رعایت کند.
رهـــــــــــــا مسعودی
134 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بستن پنجره