کافه گردش
اجتماعی
۸ اسفند ۱۳۹۲, ۱۲:۳۱ ب.ظ

ممنوع التصویر شوم خودکشی می کنم!

download
دیروز یکی از خبرگزاری‌ها به نقل از روزنامه فرهیختگان نوشت که احتمال دارد محمد مایلی‌کهن ممنوع‌التصویر شود. این خبر باعث شد به سراغ محمد مایلی‌کهن برویم تا ببینیم خبر صحت دارد یا نه و اگر صحت دارد چه واکنشی نشان می‌دهد. با مایلی‌کهن در مورد این مساله صحبت را شروع کردیم اما علاوه بر آن، در مورد مسائل دیگر هم صحبت کردیم که یکی از آنها بحث بازگشت به پرسپولیس بود که البته مایلی‌کهن این مساله را رد کرد. مایلی‌کهن که این هفته مصاحبه‌ای جنجالی و عجیب با برنامه نود داشت، در مورد اتفاقات اخیر توضیح می‌دهد.
یکی از خبرگزاری‌ها خبر ممنوع‌التصویر شدن شما را منتشر کرده؟
  واقعا؟ اگر اینجور باشد باید خودکشی کنم. من که حرف بدی نزدم. همیشه در راستای منافع ملی و مملکتم حرف زدم. این کار یعنی خودسانسوری. من حدود ۲، ۳ روز پیش خودم به دلایلی صدا و سیما را تحریم کرده بودم و هر وقت می‌آمدند مصاحبه کنند، قبول نمی‌کردم.
اتفاقا در این خبر آمده که شما دوباره ممنوع‌التصویر می‌شوید.
  دوباره نبوده. من آن موقع خودم صدا و سیما را تحریم کرده بودم. (با کنایه) واقعا خیلی سخت است. من که عشق رادیو و تلویزیون هستم چنین بلایی سرم بیاید. مخصوصا اگر تلویزیون من را نشان ندهد افسرده می‌شوم و دست به خودکشی می‌زنم!
خب به هر حال شما در مورد خواننده‌ای در تلویزیون صحبت کردید که قبلا این اتفاق نیفتاده بود.
  شما اکثر سایت‌ها را ببینید نوشته بودند مایلی‌کهن اسم یک خواننده لس‌آنجلسی را برده. این یعنی اینکه ما خودمان، خودمان را سانسور می‌کنیم. این یعنی خود سانسوری. من در برنامه نود گفتم من آن زمان این جوری ریش گذاشتم چون این خواننده را دوست داشتم و ریشم مثل او بود. اما در برنامه نود هم گفتم که یکسری انتقاد هم به او دارم. واقعا چرا نباید اسمش را بیاوریم؟ ما آدم‌هایی داشتیم که اگر مملکت دست ما بود آنها را تکه تکه می‌کردیم. در خارج از کشور اجازه داده نمی‌شود سایت‌ها هر جور دلشان خواست بنویسند. اجازه ندارند به خاطر حمایت از یک شخص دروغ بنویسند اما ما می‌نویسیم و یکی را به دروغ و به راحتی بزرگ می‌کنیم. آنجا اینجور نیست. چرا آنها آن طرف آب نمی‌توانند یک کلمه در مورد یکسری مسائل صحبت کنند اما اینجا برعکس است. مطالب کذب به نفع شخصی که دوست دارند می‌زنند یا برعکس.
شاید اگر از خواننده دیگری اسم می‌بردید این همه سر و صدا به پا نمی‌شد اما چون این خواننده همیشه به‌عنوان یک خواننده سیاسی شناخته می‌شود باعث شده اسم بردن از او، این قدر حاشیه داشته باشد.
  سال ۵۶ او آهنگ‌هایی خوانده بود که علیه رژیم پهلوی بود. آن زمان اجازه نمی‌دادند اینها را گوش کنیم و قاچاقی رد و بدل می‌کردیم. این آهنگ‌ها علیه رژیم پهلوی بود. آن زمان منصور رشیدی، من و یکی، دو تای دیگر یواشکی این آهنگ‌ها را رد و بدل می‌کردیم و گوش می‌دادیم. من مایلی‌کهن فرقم با دیگران این است که سیر هستم و هیچ وقت نگفتم ندارم. تا حالا شما یکدفعه دیدید من بنالم و بگویم ندارم؟
منظورتان را واضح‌تر بگویید.
  من همیشه گفتم دارم. همه‌اش هم از خداوند و صدقه سری مادر خدا بیامرزم است. در ورزش هم از صدقه سری مادرم و پرسپولیس به اینجا رسیدم. پرسپولیس به من هویت و شخصیت داد. ما را به جامعه نشان داد و باعث پیشرفتم شد. به همین دلیل الان می‌توانم یکسری حرف‌ها بزنم که به گوش خیلی‌ها برسد. می‌دانم حرف‌هایم برای خیلی‌ها تلخ است و به خیلی‌ها برمی‌خورد. می‌توانم به دهانم زیپ بزنم و خیلی از کارها انجام دهم و به جایی برسم که به ۱۰۰ میلیارد بگویم پول خرد. حداقل این طور وضعم خوب است و دستم توی جیب خودم است اما من نمی‌توانم خودم را از مردم جدا کنم. اگر نتوانم برایشان کاری کنم اما کنارشان قرار می‌گیرم تا مشکلات‌شان را ببینم. به خاطر همین هم سوار مترو، تاکسی و اتوبوس می‌شوم تا خودم مشکلات را ببینم. شما هم حتما دیدید که برای ۵۰ تا تک تومان راننده با مسافر و مسافر با راننده تاکسی دعوا می‌کنند. اینها را داریم می‌بینیم. در میادین میوه و تره‌بار شهرداری مشتری با غرفه‌دار دعوا می‌کند که این خراب است و آن آباد. اینها یعنی چه؟
یعنی مشکلات جامعه…
  بله، یعنی مشکلات جامعه. من اینها را بدانم و به مسوولان نگویم؟ من اگر نمی‌توانم کمک‌شان کنم اما می‌توانم زبان‌شان شوم. شما هم لطف دارید و صدای من را می‌رسانید. من مایلی‌کهن یک لاقبا، من مایلی‌کهن ناچیز و خاک پای مردم، خدا لطف کرده در کشوری که باید مثل بهشت باشد و حق همه است، شاید بتوانم صدا را به مسوولان برسانم. من می‌دانم چقدر پول در مملکت است و می‌ریزیم در جوی آب. این پول را به جای اینکه به مردم بدهند، به من گردن کلفت نباید بدهند که باز هم طلبکار باشم. من با تمام وجودم حرف می‌زنم و تنها کاری که می‌کنم این است. ۲ سال پیش گفتم با صدا و سیما مصاحبه نمی‌کنم، حالا آمدند این حرف را می‌زنند که من ممنوع‌التصویر هستم!
حسین رادمرد
441 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *