کافه گردش
aمطالب پیشنهادی
۳۰ تیر ۱۳۹۵, ۹:۵۸ ق.ظ

چرا ایران باید با عربستان بچگند تا صلح ایجاد شود؟

ایران و عربستان

ترکی الفیصل سعودی در حالی خواهان تغییر حکومت در تهران است که مشارکت او در نشست سالانه نه جولای مجاهدین خلق(منافقیم) در پاریس یک حرکت غیر قابل قبول و ضد ایرانی از طرف مقامات ارشد پادشاهی عربستان به شمار می رود.المانیتور طی گزارشی با عنوان «چرا ایران باید با عربستان بچگند تا صلح ایجاد شود» نوشت: ترکی الفیصل سعودی در حالی خواهان تغییر حکومت در تهران است که مشارکت او در نشست سالانه  نه جولای مجاهدین خلق(منافقیم) در پاریس یک حرکت غیر قابل قبول و ضد ایرانی از طرف مقامات ارشد پادشاهی عربستان به شمار می رود.

پرتال خبری واکنش:قبل از سخنان ترکی الفیصل در نشست مجاهدین خلق ، ولیعهد عربستان شاهزاده محمد بن سلمان ،سفر ده روزه اش را از تاریخ ۱۴ ژوئن از واشنگتن و سپس پاریس آغازکرده بود و در طول این بازدید ها بر اهمیت مقابله با ادعای تهدید ایران تاکید داشت . در این سفر همان طور که همیشه از زمان تصدی او در این مقام مرسوم بوده ، عادل الحبیر وزیر امور خارجه سعودی نیز او را همراهی میکرد . عاادل الجبیر از محمد بن.سلمان هم در انتقاداتش به سیاست های منطقه ای ایران فراتر رفته و تقاضای توقف صدور انقلاب از سوی ایران را مطرح کرد.
این وضعیت در حقیقت از زمان روی کار آمدن سلمان بن عبد العزیز در عربستان در ژانویه ۲۰۱۵ شایع شده است . به طوری که برخی تصور میکنند نوعی تغییر پارادایم در سیاست های منطقه ای سعودی که شامل روابط این کشور با ایران است رخ داده . در این مسیر عربستان سعودی بسیاری از  قوانین نانوشته در ارتباط با ایران را زیر پا گذاشته به طوری که برخی ناظران پیش بینی یک جنگ بین ایران و عربستان را داشته اند.
با وجود تمام این تغییرات در رویکرد عربستان, هیچ تغییری در سیاست های ایران در قبال عربستان دیده نمیشود . علی رغم تحولات فوق الذکر ، ایران هیچ زحمتی برای عمل متقابل به خود نداده – حداقل در حد انجام یک عکس العمل . سوال این است که چرا ایران عکس العملی نشان نداده. این سوال یک پاسخ منطقی دارد. نخبگان ایرانی حرکت های عربستان را علیه منافع ایران حائز اهمیت نمی بینند . این پاسخ با جدال ها و مباحث داخلی در ایران مربوط تر به نظر میرسد.
در حقیقت نخبگان ایرانی عربستان ر از لیست تهدیدات امنیت ملی خود حذف کرده اند  حتی با وجود اینکه ریاض به جد اصلی ترین تهدید علیه ایران در طول پنج سال آشفته گذشته در خاور میانه بوده است .
ایرانی ها شاهد اقدامات تهاجمی سعودی ها درعراق، سوریه، بحرین، یمن و اخیرا در داخل ایران هستند . با این حال نخبگان ایرانی هنوز از در نظر گرفتن ریاض به عنوان یک تهدید خودداری میکنند.
در گفتمان ایرانیها در خصوص سیاست های منطقه ای عربستان سعودی ، همیشه دو نقطه نظر وجود داشته است . اولی و شایع ترین نقطه نظر ، تاکید بر نیاز به روابط دیپلماتیک و برقراری دیالوگ با ریاض به عنوان بهترین راه متوقف کردن برخوردهای خصمانه آنها با ایران بوده است.  در واقع اکثر مقامات دیپلماتیک ، سیاسی و امنیتی در ایران این موضع را نگه داشته اند.  دومی و نقطه نظر حاشیه ای تر این است که خصومت ریاض را به عنوان یک تهدید در نظر بگیرند و زیر ساختهایی را برای مقابله با این تهددیدات تعبیه کنند . استدلال دوم هیچ کاه در سیاست خارجی و تصمیم گیری های ایران جایی نداشته است . بنابراین بروکراسی رسمی ایران هرگز ریاض را به عنوان یک تهدید در نظر نگرفته است .
سنتی در میان جهان بینی ایرانی ها وجود دارد که کشورهای خاورمیانه را با دو بخش دولت های مستقل و دولت های وابسته تقسیم میکند. در این دیدگاه، نخبگان ایرانی دست کم در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ ، عربستان سعودی را به عنوان یک دولت وابسته که توانایی در پیش گرفتن سیاست عدم تعهد را نداشت در نظر میگیرد . بر همین اساس حتی حمایت سعودی ها از عراق در خلال جنگ هشت ساله ایران نیز یک سیاست مستقل از سوی سعودی در نظر گرفته نمی شد . بنابراین خصومت عربستان در قبال ایران نیز در این زمان به نوعی خارج از اراده سعودی ها تفسیر میشود .
با این حال در طول یک دهه گذشته این تحلیل ها در خصوص عربستان تا حدی تغییر کرده است اما رویکرد تهران در قبال ریاض تغییری نداشته . به این ترتیب در چارچوب جهان بینی و فهم ایرانی ها از عربستان ، اختلافات با ریاض از طریق دیپلماسی قابل کنترل است . این مورد در زمان ریاست جمهوری رئیس دولت اصلاحات،احمدی نژاد و در دوره روحانی ادامه داشته است .دلیل دیگری که چرا تهران در گذشته به عنوان یک تهدید برای ریاض قلمداد نمیشد  این درک بود که آنها ایران را با عنوان یک ارتش نه چندان قوی و دارای امنیت شکننده در نظر میگرفتند.
 در این خصوص کشوری با ارتش محدود به عنوان یک تهدید مستقیم به شمار نمی رفت . متعاقبا ریاض نیز از حیث نظامی و امنیتی ضعیف و آسیب پذیر بود که قادر با ایجاد یک تهدید مستقیم علیه ایران نبود . با عبارت دیگر منطق پشت این قضیه این بود که با به مخاطره انداختن.یکی توسط دیگری ، ریسک پیش دستی در تهدید افزایش میافت.
با وجود هزینه های هنگفت نظامی عربستان دردهه گذشته, رویکرد ایران تغییر نکرده است . در واقع صداهایی از تهران در تحقیر این هزینه های عربستان بلند میشود که معتقد  است سعودی ها قادر به استفاده از خرید های نظامی خود نیستند .
با وجود تمام تغیرات در سیاست خارجی سعودی ، ریاض هنوز تهران را به همان شکل یک دهه گذشته اش میبیند . همچنین در تهران نیز صداهای مخالفی که معتقدند رویکرد ایران در قبال عربستان باید تغییر کند بلند تر میشود . به نظر میرسد نخبگان ایرانی حتی اگر احساس نیاز به تغییر در رویکردشان داشته باشند هنوز بر سیاست ترجیح روابط دیپلماتیک برای حل اختلافات تهران و ریاض جهت جلوگیری از تشدید اختلافات با سعودی پافشاری میکنند . بنابراین هدف اصلی تهران تنش زدایی  یا جلوگیری از هر گونه تشدید تنش هاست .
از این رو علی رغم همه این چالش ها، سیاست های منطقه ای و رفتارهای استراتژیک ریاض هنوز به عنوان یک تهدید در تهران قلمداد نمیشود . در این زمینه سوالی که مطرح است این است که آیا این سیاست تنش زدایی ایران نتیجه معکوس خواهد داد ؟ در واقع نقطه نظر ایران در روابط یا عربستان و در نظر نگرفتن این کشور به عنوان یک تهدید امنیت ملی به خوبی توسط ریاض درک شده و حتی در نظام تصمیم گیری آنها در رابطه یا ایران تاثیر گذار بوده است . با این شکل که تصمیم گیرندگان سعودی ممکن است آزادی عملی داشته باشند که همتایان ایرانی آنها فاقد این ازادی عمل هستند . با توجه به تحولات سال گذشته، ریاض با علم با اینکه ایرانی هیچ عکس العملی نشان نمی دهد هیچ فرصتی را برای تشدید تنش با تهران از دست نداد .
بنابراین تلاش ایران برای ایجاد ثبات در خاورمیانه از طریق اجتناب از تنش متقابل در رابطه اش یا ریاض به طور پارادوکسیکالی منجر به ایجاد بی تبانی در منطقه و تهدید امنیت ملی ایران شده است .به عبارت دیگر سیاست کنونی ایران میتواند به عنوان یک معضل امنیتی معکوس صورت بندی شود که احتمالا به جای حل مشکلات، مشکلات بیشتری ایجاد میکند.
سارا ابراهیمی
246 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *