گلایه دکتر شریعتی از توجه مردم به بی حجابی همسرش

دکتر مهدی ممکن از همفکران دکتر شریعتی-که بعد از انقلاب در وزارت ارشاد معاون وزیر شد-در کتاب “طرحی از یک زندگی” خاطره ای از دیدار با وی و گلایه های دکتر شریعتی از حرف و حدیث مردم درباره بی حجابی همسرش نقل می کند که بدین شرح است:

در ايامي كه شريعتي تازه ازدواج كرده بود به ديدارش رفتم، گمان مي‌كردم اين بار نيز مانند هميشه با شور و هيجان از هر دري سخن خواهد گفت، ولي او كسل و افسرده بود و درد‌ دل مي‌كرد:”  ترا خدا ببين در اين شهر يك نفر از بينش، تحصيلات و نجابت اين خانم حرف نمي‌زند، از خانواده‌اش كه غالباً خدمتگذار فرهنگ اين شهر هستند، از برادرش كه شهيد شده-در واقعه 16 آذر دانشكده فني تهران – و اينكه اين همسر چقدر مي‌تواند در رشد من ياري رساند سخني در ميان نيست، سخن روز و تنها مسئله شهر شده است، بي‌حجابي همسرم…”

و سپس شروع كرد به مثال زدن افرادي كه بخاطر نامناسب بودن ازدواجشان فرصتهاي بسياري را براي پيشرفت از دست داده‌اند و انرژي و كوششان تباه گشته است.

من گمان كردم او ناراحت است و براي اينكه با شنيدن درد دلهايش از بار غمش بكاهم، تنها به سخنانش گوش مي‌دادم كه ناگهان نگاهي به من انداخت و آهي كشيد و گفت:

“مثل اينكه متوجه قضيه نيستي و عظمت فاجعه را درك نمي‌كني؟! آن‌را در چهارچوب يك ماجراي شخصي و خانوادگي مي‌نگري؟ چشمهايت را باز كن و خوب گوش كن. اين هيولاي ارتجاع است كه دندان نشان مي‌دهد. ارتجاعي كه با جهل، حلقه بسته تشكيل مي‌دهد و شكستن اين حلقه است كه مايه‌گذاري اصلي را مي‌طلبد”

کتاب طرحی از یک زندگی را پوران شریعت رضوی، همسر دکتر شریعتی از خاطرات زندگی مشترک با وی نگاشته است.محمدتقی شریعتی، پدر دکتر شریعتی هم از جمله کسانی بود که  از ازدواج دکتر شریعتی راضی نبود.