آیا آمریکا طرح حمله اتمی ناگهانی به روسیه را چیده است؟

2471112_994

شاید برای اغلب شهروندان ایالات متحده و اروپا به سختی باورکردنی باشد که واشنگتن با جدیت طرح حمله اتمی ناگهانی به روسیه را در سر می‌پروراند و به پیروزی در این جنگ امیدوار است.

* نقشۀ تکراری دهه 60 برای اوکراین
شخص باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا تحت کنترل وال استریت،‌ بنگاه‌های تسلیحاتی-صنعتی و نئومحافظه‌کاران است. این محافل نیز به پیروزی در یک جنگ اتمی علیه روسیه امیدوارند. این جنگ ضدّ روسی، ایدۀ تازه‌ای نیست و به دهه 50 و 60 برمی‌گردد که “جان اف کندی” رئیس جمهور وقت آمریکا مانع از این جنگ اتمی شد و البته در نهایت به طرز مشکوکی به قتل رسید. کندی، با نقشه ژنرال‌های پنتاگون مخالفت کرده بود.
در سال 1963 جنگ‌افروزان آمریکایی، یک هواپیما پر از غیرنظامی را به کوبا فرستادند و آن را منفجر کردند تا از خشم جهانی به نفع جنگ با کوبا استفاده کنند. در حقیقت آمریکا به کمک حملات تروریستیِ صحنه‌سازی شده، بهانه خوبی برای حمله به کوبا تراشید.
این سناریوی آشنا اکنون دقیقاً در اوکراین رخ داده؛ یک فروند هواپیمای مسافربری مالزیایی در خاک اوکراین منفجر شد، روسیه فوراً متهم عامل این حادثه معرفی شد تا جهان خواستار انتقام از عوامل این سقوط انفجاری باشد.
*** پرسش‌هایی در این مسئله وجود دارد که ممکن است ذهن هرکس را به خود مشغول کند:
وقتی ارتش آمریکا در سال 1963 حاضر شد برای دستیابی به اهدافش یک عملیات تروریستی هوایی را اجرا و در این راه بسیاری از شهروندان خودش را قربانی کند، چرا امروز این نقشه را پیاده نکند؟
چه کسی از سقوط هواپیمای MH17  سود برده است؟ آمریکا یا روسیه؟ این پاسخ روشنگر حقیقت خواهد بود. به ویژه آنکه هیچ مستنداتی مبنی بر دخالت مسکو در این انفجار و کشته شدن 298 مسافر آن وجود ندارد، اما رسانه‌ها فوراً روسیه را به عنوان مقصر معرفی کردند. برای دولتمردان آمریکایی این مهم بود که اولین تصویری که در افکارعمومی نقش می‌بندد چیست، حتی اگر بعدها شواهد بسیاری بر خلاف آن ادعای اولیه به اثبات برسد.
مثلاً هنوز هم عده‌ای از آمریکایی‌ها فکر می‌کنند حادثه 11 سپتامبر 2001 تحرک تروریستی مستقیمی از جانب صدام حسین بوده و دیکتاتور عراق، تمام دنیا را تهدید می‌کرده است! این طرز فکر تنها به این دلیل است که نخستین بار تاریخ را این طور نوشتند و به خورد رسانه‌های غربی دادند.
به هر حال نفرتی که امروز نسبت به روسیه و رئیس جمهور این کشور در مطبوعات و خبرگزاری‌های خارجی اشاعه می‌یابد، تقریباً بی‌سابقه است و نمی‌تواند اتفاقی باشد. تیترهای تکان‌دهنده از حادثه سقوط هواپیمای مسافربری مالزی در خاک اوکراین در 17 ژوئیه 2014، اتصال مستقیم آن با رئیس جمهور روسیه و اعمال فوری تحریم‌های اروپایی علیه این کشور نمونه‌هایی از این موج نفرت‌پراکنی هستند.
تصویب “قانون پیشگیری از تهاجم 2014 روسیه” ( “Russian Aggression Prevention Act 2014 – s.2277”) که اکنون در کنگره آمریکا و مجلس سنای این کشور به رأی گذاشته می‌شود، احتمالاً شروع این حمله خواهد بود. یکی از ترفندهای کهنه برای آغاز حمله نظامی همواره این بوده که آغازکنندۀ جنگ، علت شروع درگیری را دفاع از خود در برابر حملات احتمالی طرف مقابل اعلام می‌دارد.
همین تاکتیک جنگی را امروز از رژیم صهیونیستی در قبال تجاوز وحشیانه‌اش به باریکه غزه می‌شنویم که جای مجرم و قربانی عوض می‌شود: “اسرائیل حق دفاع از خود را دارد.”
 
*** دولت آمریکا پارامترهای زیر را در اعلان جنگ با روسیه اجرا می‌کند:
1.تسلیح همسایگان: ایالات متحده آمریکا با استقرار نیرو، تانک و سلاح در کشورهای همسایه روسیه، این مناطق را به پایگاه‌های نظامی خود بدل کرده است.
2.اعمال تحریم‌های شدید: آمریکا و اروپا تحریم‌های جدیدی علیه روسیه اعمال کرده‌اند و روسیه ازین پس محدودتر از قبل می‌تواند با شرکت‌های خارجی تجارت کند.
3.نفوذ از داخل: آمریکا قصد دارد 10 میلیون دلار به بهانه برقراری دموکراسی در این کشور هزینه کند؛ همان طور که در کشورهای دیگر مانند اوکراین هم با وعده “ارمغان دموکراسی” خشونت‌طلبان داخلی را تقویت و حمایت کرد تا حکومت خود را که آمریکا از آن راضی نیست سرنگون کنند.
تصویب احتمالی قانون پیشگیری از تهاجم 2014 روسیه در کنگره و سنای آمریکا، احتمالاً جنگ میان این دو بلوک را در پی خواهد داشت. البته در این میان اتحادیه اروپا وظیفه دارد از هیچ کمکی برای جبهه آمریکا دریغ نورزد.