تماس تلفني راز رابطه را فاش كرد

پرونده قتل زن افغان كه از سوي اعضاي خانواده‌اش به قتل رسيده در دادگاه كيفري استان تهران بررسي مي‌شود.

خردادماه سال 87 مردي افغان به نام حامد پليس شهريار را از گم شدن همسرش باخبر كرد. او گفت همسرم بهاره براي كار به يك توليدي مي‌رفت. به خاطر اينكه آدرس محل كارش را بلد نبودم به اين‌جا آمدم تا براي پيدا كردن او به من كمك كنيد.

مأموران بعد از گذشت چند روز جسد زني را كه به طرز فجيعي كشته شده بود، اطراف شهر پيدا كردند. مشخصات جسد با نشاني‌هايي كه حامد در اختيار پليس گذاشته بود، مطابقت داشت. اين مرد وقتي جسد همسرش را ديد، هويت او را تأييد كرد و گفت از كسي شكايت ندارد. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني بود كه مأموران به رفتار حامد مظنون شده و اين مرد را بازداشت كردند. او گفت من از رفت و آمد همسرم خبر نداشتم. بهاره درباره محل كارش با من حرف نمي‌زد به خاطر همين به كسي هم مظنون نيستم. از آنجا كه مدارك كافي عليه حامد در دست نبود، اين مرد آزاد شد.

در شاخه ديگري از بررسي‌ها مأموران يكي از دوستان بهاره را شناسايي و از او تحقيق كردند. اين زن گفت چند سال قبل بود كه با بهاره آشنا شدم.

هر دو در كارگاه توليدي كار مي‌كرديم. در همان زمان بود كه حامد و بهاره با هم آشنا شدند و بعد با هم ازدواج كردند.

اين زن ادامه داد: روز حادثه بهاره با من تماس گرفت و گفت شوهرش رفتار عجيبي دارد و از من خواست به خانه آنها بروم. گفت كه شوهرش او را در خانه حبس كرده و از او مي‌ترسد. من به خاطر بيماري نتوانستم به خانه‌شان بروم. بعد از آن هم ديگر خبري از بهاره نشد. دوست بهاره درباره روابط او گفت: مدتي قبل بود كه بهاره با مردي دوست شده بود و با او به سينما مي‌رفت و دوستي آنها در همان حد بود.

مأموران براي تحقيق بيشتر از حامد به خانه او رفتند اما فهميدند اين مرد همراه پدرش از كشور گريخته و به افغانستان رفته است.

كارآگاهان پليس در تحقيقات بيشتر تماس‌هاي بهاره را بررسي و عموي حامد را كه عبدالله نام داشت، بازداشت كردند. تحقيقات پليس فاش كرد كه بهاره از مدتي قبل با عموي حامد ارتباط تلفني داشته است. اين مرد قبول كرد از مدتي قبل با بهاره ارتباط داشته و در جريان قتل او شركت كرده است.

عبدالله توضيح داد: يك شب همراه برادرم قادر، حامد و پدرش كه ناصر نام داشت به خانه يكي از دوستان دعوت شديم. وقتي براي كاري اتاق را ترك كرده بودم تلفن همراهم زنگ خورده بود و حامد شماره بهاره را در گوشي‌ام ديده بود. وقتي به اتاق برگشتم حامد و پدرش درباره رابطه من و بهاره توضيح خواستند. به آنها گفتم كه رابطه خاصي بين ما وجود ندارد اما آنها عصباني بودند و با توضيحات من قانع نشدند. حامد گفت تو عموي من هستي و بابت كاري كه كرده‌اي بايد به سختي مجازات شوي. بعد از آن بود كه جلسه‌اي با حضور يكي از ريش سفيدان خانواده تشكيل و قرار شد بهاره كشته شود؛ چراكه او به شوهرش خيانت كرده بود. اعضاي اين شورا همچنين من را مكلف كردند كه خودم بهاره را به قتل برسانم يا براي كشتن او آدمكش اجير كنم. من هم مردي افغان را به نام همت اجير كردم و با پرداخت پول او را به سراغ بهاره فرستادم. همت او را به قتل رساند و جسد را به خارج از خانه منتقل كرديم. مدتي قبل هم حامد و پدرش به افغانستان گريختند.

در شاخه ديگري از بررسي‌ها اولياي دم به پليس گفتند وقتي از فرار حامد و پدرش به افغانستان باخبر شدند، راهي كشورشان شده و عليه آنها شكايت كردند. با طرح شكايت، دو متهم به همراه دو نفر ديگري كه در دادگاه خانوادگي حضور داشتند، بازداشت و مطابق قوانين افغانستان به 20 سال حبس محكوم شدند. با كامل شدن بررسي‌ها پرونده بعد از صدور كيفرخواست روي ميز هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.