کافه گردش
حوادث
۲۹ فروردین ۱۳۹۴, ۹:۴۱ ب.ظ

دام سیاه وکیل قلابی برای مادر جوان زندانی

دام سیاه وکیل قلابی برای مادر جوان زندانی

مرد کلاهبردار به بهانه آزادکردن زندانی ، طعمه‌اش را فریب داد و پس از بیهوش کردن او و سرقت اموالش، نقشه شومش را اجرا کرد.

یک سال پیش محمد که پسری ۱۹ساله بود با زنی شیشه‌ای به نام مریم آشنا شد. این زن ۱۰سال از او بزرگ‌تر بود و بعد از جدایی از همسرش با ۲ فرزند خود به تنهایی زندگی می‌کرد.

محمد که حسابی به او علاقه‌مند شده بود قصد ازدواج با وی را داشت و حتی وقتی متوجه شد که این زن معتاد به شیشه است، از خواسته‌اش دست نکشید تا اینکه زن شیشه‌ای از او خواست دست به سرقت بزند.محمد خواسته زن شیشه‌ای که سرکرده یک باند سرقت بود را اجرا کرد. او نیمه‌های شب به خیابان می‌رفت و خودروهای پراید، ضبط و باند و وسایل داخل ماشین را سرقت می‌کرد. او بعد ازآن اموال سرقتی را تحویل زن شیشه‌ای می‌داد و ماشین را کنار خیابان رها می‌کرد. سردسته باند نیز اموال مسروقه را به مالخر می‌فروخت و پولی را که به‌دست می‌آورد صرف خرید شیشه می‌کرد.

سرقت‌های محمد ادامه داشت تا اینکه چند‌ماه قبل در تاریکی شب به خیابانی در مرکز تهران رفت و دست به سرقت پرایدی زد تا مثل همیشه وسایل آن را سرقت کند. دزد جوان اما خبر نداشت که ماشین نقص فنی دارد و همین باعث شد که با جدول کنار خیابان تصادف کند و ماشین متوقف شود. همزمان گشت پلیس سر رسید و مأموران که به رفتارهای راننده مشکوک شده بودند پس از استعلام شماره پلاک خودرو، متوجه سرقتی بودن آن شدند. همین باعث دستگیری محمد شد و با اعترافات او زن شیشه‌ای و نوچه‌های دیگر وی که آنها نیز از دزدان حرفه‌ای بودند به دام پلیس افتادند.

نگرانی مادرانه

از وقتی محمد دستگیر شد و با دستور بازپرس دادسرای ناحیه ۱۲تهران به زندان افتاد مادر نگران او به تکاپو افتاد تا هرطور شده پیش از رسیدن نوروز پسرش را آزاد کند. این زن اما خبر نداشت در رفت‌وآمد به دادسرا در دام یک وکیل قلابی گرفتار خواهد شد. مرد کلاهبردار به این زن وعده داد با نفوذی که دارد می‌تواند پسرش را از زندان آزاد کند اما همه این وعده‌ها نقشه‌ای برای سرکیسه‌کردن مادر محمد بود.

این زن که به تازگی متوجه شده چه کلاهی سرش رفته چند روز پیش به دادسرای ناحیه ۱۲تهران رفت تا از وکیل قلابی شکایت کند. او در توضیح ماجرا گفت: از وقتی پسرکوچکم به زندان افتاده یک شب خواب راحت ندارم. اصلا باورم نمی‌شد که یک روز پایم به دادسرا و کلانتری کشیده شود. پسرساده‌لوحم را فریب دادند و او بدون اینکه پولی گیرش بیاید دست به سرقت زد.

برای همین هرروز به دادسرا می‌آمدم تا ببینم آیا راهی است تا با تهیه وثیقه پسرم از زندان آزاد شود و شب عید خانه باشد یا نه. در همین رفت‌وآمد بود که مردی را در دادسرا دیدم. او خودش را سجاد معرفی کرد و مدعی شد که وکیل دادگستری است. او گفت که هرروز مرا در دادسرا می‌بیند که پیگیر کارهای پسرم هستم و قصد دارد کمک کنم. برای او ماجرای گیرافتادن پسرم را تعریف کردم و او مدعی شد با نفوذی که در دستگاه قضایی دارد می‌تواند پسرم را آزاد کند.

من که به‌شدت خوشحال شده بودم گفتم حاضرم تا ۱۰میلیون تومان به او پول بدهم. برای همین در ابتدا حدود ۲میلیون به‌حساب مرد وکیل واریز کردم. چندروز بعد قرار شد همراه او به دیدن یکی از آشنایانش در یکی از دادگاه‌ها برویم و سجاد از من خواست تا مدارک پسرم همراهم باشم.

من هم از همه‌جا بی‌خبر آن روز سوار خودروی سجاد شدم و به دفتر یکی از دوستانش رفتیم. در آنجا او برایم آبمیوه آورد که بعد از نوشیدن آن از هوش رفتم و دیگر متوجه چیزی نشدم. شاکی افزود: وقتی به هوش آمدم کنار خیابان افتاده بودم و در آنجا متوجه شدم که همه طلا و جواهراتم به همراه یک میلیون تومان پولی که همراهم بود به سرقت رفته است. وکیل قلابی پس از بیهوش کردنم، مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و همه اموالم را دزیده بود.

همین شکایت کافی بود تا جست‌وجوی کارآگاهان برای شناسایی و دستگیری وکیل قلابی آغاز شود. اقدامات اطلاعاتی سرانجام نتیجه داد و متهم فراری به دام پلیس افتاد. این مرد دربازجویی‌ها به کلاهبرداری، سرقت طلا و جواهرات و آزار و اذیت زن اعتراف کرد و مدعی شد برای پیگیری پرونده یکی از بستگانش به دادسرا می‌رفته که در آنجا مادر محمد را دیده است. برای همین فکر کلاهبرداری و سرقت طلا و جواهراتش به سرش زده است. برای همین با معرفی خود تحت عنوان وکیل نقشه شوم خود را اجرا کرده است. این کلاهبردار سارق با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد تا زوایای پنهان آشکار شود.

 

سپیده تدین
392 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *