کافه گردش
حوادث
۱۷ شهریور ۱۳۹۴, ۱۰:۳۳ ق.ظ

قتل و آتش زدن جسد شریک ترکیه ای

پرتال اجتماعی واکنش:مرد ایرانی که بعد از درگیری با شریک ترکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایِ خود او را به قتل رساند و جسدش را به آتش کشید، به‌زودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شود.

روزنامه شرق: مرد ایرانی که بعد از درگیری با شریک ترکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایِ خود او را به قتل رساند و جسدش را به آتش کشید، به‌زودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شود.

جسد سوخته مردی، یک‌سال قبل در بشکه‌ای فلزی در اطراف تهران پیدا شد. وضعیت جسد نشان می‌داد این فرد به قتل رسیده و قاتل در ادامه برای ازبین‌بردن سرنخ‌ها جسد را به آتش کشیده‌ است. این در حالی بود که مدتی قبل خانواده مردی ترکیه‌ای به پلیس خبر داده ‌بودند این فرد به نام محمت گم شده ‌است. آنها به پلیس گفته ‌بودند محمت در ایران کار می‌کرد و شریک داشت، اما مدتی است شریکش و خانواده‌اش از او خبر ندارند.

وقتی جسد سوخته به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات برای مشخص‌شدن سرنوشت محمت نیز آغاز شد، پلیس به سرنخ‌هایی رسید که نشان می‌داد جسد متعلق به مرد ترکیه‌ای است. با آزمایش‌های انجام‌شده و تأیید خانواده مرد ترکیه‌ای هویت جسد مشخص شد و مأموران فهمیدند محمت به قتل رسیده و جسد نیز متعلق به همین مرد است.

در ادامه بررسی‌ها از زندگی خصوصی مرد ترکیه‌ای مشخص شد او سال‌ها قبل با یک ایرانی شریک شد و آنها کارگاهی در ایران راه‌اندازی کردند و اجناسی هم برای فروش به ترکیه می‌برند.

هرچند شریک ایرانی مدعی‌ بود هیچ نقشی در گم‌شدن محمت و قتل او ندارد، اما وقتی تحقیقات پلیس نشان داد، آنها از چند ماه قبل با هم اختلاف مالی داشتند و شاهدان نیز تأیید کردند شاهد جروبحث این دو شریک بودند، مرد ایرانی بازداشت شد.

او بعد از چند ماه بازجویی به قتل محمت اعتراف کرد و گفت: «مدت‌ها بود همدیگر را می‌شناختیم و با هم کار می‌کردیم در این مدت مشکلی به وجود نیامده‌ بود تا اینکه چند ماه قبل اختلاف ما بالا گرفت او مرتب سر این موضوع با من جروبحث می‌کرد. روز حادثه هم برای مشخص‌شدن تکلیف پولی که برسر آن اختلاف داشتیم در کارگاه قرار گذاشتیم دوباره کار به مشاجره کشید و محمت برای اینکه عصبانیتش را سرم خالی کند چوبی برداشت و چندبار با چوب به من حمله کرد».

متهم در ادامه گفت: «خیلی عصبی شدم اولین ‌چیزی را که دم دستم آمد برداشتم و به سمت محمت حمله کردم. چند ضربه به او زدم. اصلا حالت عادی نداشتم و نمی‌دانم چطور توانستم این کار را بکنم؛ ما با هم دوست بودیم وقتی به خودم آمدم متوجه شدم محمت خونریزی شدیدی دارد اول خواستم با اورژانس تماس بگیرم و کمک بخواهم بعد تصمیم گرفتم خودم او را به بیمارستان ببرم چون خونریزی خیلی زیاد بود وقتی به سمتش رفتم که کاری بکنم متوجه شدم محمت مرده‌ است و کاری هم از دست من برنمی‌آید».

متهم درباره اینکه با چه وسیله‌ای به مقتول ضربه زده ‌است گفت: «وقتی دستم را به اطراف انداختم یک چاقو دم دستم آمد و همان را برداشتم چاقو وسیله‌ای بود که ما در کارگاه استفاده می‌کردیم با همان هم ضربه زدم، اما قصدم اصلا کشتن او نبود و فقط ضربه زدم تا چوب از دست محمت بیفتد، اما خونریزی شدید و ضربه‌ای که به سینه‌اش برخورد کرده‌ بود باعث شد درجا فوت شود. دیگر کاری از دستم برنمی‌آمد و اگر جسد در کارگاه می‌ماند موضوع لو می‌رفت و من بازداشت می‌شدم بنابراین تصمیم گرفتم جسد را از بین ببرم.

بشکه‌ای در کارگاه داشتیم جسد را داخل آن انداختم به بیابان‌های اطراف تهران بردم چند کیلو‌متری از کارگاه دور شده ‌بودم و کسی شک نمی‌کرد که محمت در کارگاه کشته ‌شده است وقتی از شهر خارج شدم با مقداری بنزین بشکه را آتش زدم و جسد هم همان‌جا سوخت. وقتی خانواده شریکم با من تماس گرفتند و سراغ او را گرفتند، گفتم من هم چند روزی است که از او خبر ندارم، اما پلیس در ردیابی‌هایی که انجام داد بعد از پیداکردن جسد و تلفن همراه او متوجه شد آخرین نفری که با محمت در تماس بود من بودم و بازداشتم کردند».

بعد از اعترافات متهم و بازسازی صحنه و مطابقت شواهد و مدارک به دست آمده با گفته‌های مرد ایرانی، او برای بیان آخرین دفاع در بازپرسی حاضر شد و گفت: «حاضرم خسارتی را که بر خانواده محمت وارد کرده‌ام جبران کنم. ما سال‌ها بود با هم دوست بودیم و رابطه صمیمانه‌ای داشتیم. پولی که به خاطرش اختلاف داشتیم آن‌قدر نبود که بخواهم کسی را بکشم. از خانواده مقتول درخواست بخشش دارم اگر او به من حمله نکرده بود، مرا وادار به دفاع از خودم نمی‌کرد و این اتفاق نمی‌افتاد».

با پایان رسیدگی به این پرونده در دادسرای جنایی تهران و با توجه به شکایت اولیای‌دم مرد ترکیه‌ای پرونده برای رسیدگی به شعبه هشت دادگاه کیفری شماره یک تهران ارسال شد و مرد ایرانی برای دفاع از خود به‌زودی در دادگاه حاضر خواهد شد.

سارا ابراهیمی
498 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *