کافه گردش
حوادث
۴ آذر ۱۳۹۲, ۱۲:۵۳ ق.ظ

یافتن ضامن برای وام، دغدغه قربانی اسیدپاشی

1-13920903140025

هجدهم تیرماه سال ۹۰ دنیا برای «زیور» تمام شد. قرار بود یک هفته دیگر عروسی دخترش «یثری» با چه سور و ساتی در سرابله برگزار شود. اما انگار دنیا تقدیر دیگری رقم زد و جسد سوخته «یثری» روی دست مردمان شهر تا قبرستان همراهی شد. «زیور» دقیقا یادش هست که چه اتفاقی افتاده اما می گوید این روزها تنها هدفش سر و سامان دادن به زندگی دو پسر نوجوانش است که از غم مرگ خواهرشان و سوختگی و نابیناشدن مادرشان به شدت حساس شده اند. او با چنان روحیه ای صحبت می کند که تصور هم نمی شود در آتش حسادت و کینه خانواده شوهرش سوخته و حتی دخترش نیز جانباخته است و تنها قصاص را مرهمی بر دردهایش می داند.

 

زیور پروین در گفت وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در تشریح جزئیات شب حادثه، گفت: پس از فوت همسرم، من و فرزندانم (یک دختر و دو پسر) در خانه ای زندگی می کردیم که در طبقه فوقانی آن برادرشوهرم زندگی می کرد و به دلیل اذیت ها و تهدیدات گاه به گاه آنان، در صدد جابجایی برآمدیم و سرانجام آنان کینه و نارضایتی خود از ما را در عروسی «یثری» نشان دادند؛ به گونه ای که مخالف این ازدواج بوده و حتی یک روز قبل از وقوع این حادثه گفتند که مخالف این ازدواج هستند.

 

وی با بیان اینکه شب حادثه به اصرار دو عموی بچه ها (اسفندیار و یادگار)، دو پسرم به نام های «محمد» و «مهدی» جدا از من و «یثری» خوابیدند، گفت: نیمه های شب بود که متوجه حضور افرادی در میان کارتن های اثاثیه شدم، اما بی اعتنا خوابیده و نیمه های شب بود که متوجه حضور دو نفر در بالای سر خود شدم. اما دیگر کار از کار گذشته بود و آنها کینه خود را با چهار لیتر اسید به ما ثابت کردند.

 

این قربانی اسیدپاشی با اشاره به مرگ دخترش «یثری» بر اثر شدت جراحات وارده و سوختگی ناشی از اسید، گفت: این روزها آنقدر نابینایی و فقر به من فشار می آورد که گاهی تمامی احساسات مادرانه ام را کنار گذاشته و خدا را شکر می کنم که «یثری» نیست. چرا که معتقدم خدا او را دوست داشت تا شاهد این همه رنج و زحمت نباشم. با وجود آن که در تمام مدت دلم برای او تنگ می شود و یاد حرف های شب آخرش می افتم، اما خوب شد که مُرد و این همه سختی را نکشید.

 

زیور می گوید: پرونده قصاص برادر شوهرش تنها معطل نظریه پزشکی قانونی است و اگر این اتفاق بیفتد، سرانجام پس از حدود سه سال می تواند مرهمی برای چشم های نابینایش که قربانی اسیدپاشی مردی کینه توز شده، پیدا کند.

 

او با انتقاد به بی توجهی مسئولان به وضعیت جسمانی اش، می گوید که مگر چند مورد اسیدپاشی در کشور رخ می دهد که مسئولان نمی خواهند هزینه های درمانی آن را متقبل شوند و این در حالی است که من یک بار تا مجلس شورای اسلامی رفته و می خواستم تا با دیدن رییس مجلس او را در جریان مشکلات زندگی ام بگذارم، اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

 

این قربانی اسیدپاشی با اشاره به هزینه های سرسام آور معالجه اش می گوید: من با مادر پیرم زندگی می کنم، اما این هزینه های سنگین معالجه و تامین معاش دو پسر نوجوان باعث شده است که شرمنده مادرم نیز باشم.

 

وی با بیان اینکه در هر بار عمل جراحی، میلیون ها تومان هزینه صرف می شود، گفت: با این حال اگر امیدی به بهبودی داشتم، دلم نمی سوخت. اما پزشکان از من قطع امید هم نکردند و امیدوارم مردم یا دولت به من در ادامه راه درمان کمک کنند.

 

این قربانی اسیدپاشی با بیان اینکه حدود سه سال از این اتفاق می گذرد، اما اتفاق خاصی در مورد پرونده اش رخ نداده است، گفت: فکر می کردم با مرگ دخترم بر اثر اسیدپاشی و تشکیل پرونده جدیدی تحت عنوان “قتل”، روند رسیدگی سریع تر شود؛ اما انگار کسی برایش مهم نیست که چه بلایی بر سر یک خانواده آمده است.

 

وی با اشاره به تهدیدات خانواده همسرش مدعی شد: «لیلا» همسر «یادگار» که طراح اصلی این نقشه بود، با قرار وثیقه آزاد است و این در حالی است که چند روز پیش به منزل دامادم مراجعه و به او گفته است که «زیور» به چه حقی پرونده را پیگیری می کند. شما بگویید واقعا من به چه حقی نباید این پرونده را پیگیری کنم.

 

این قربانی اسیدپاشی می گوید هنگامی که تنم سالم بود، لحظه ای تهدیدهای آنان رهایم نمی کرد، حالا که بیمارم، بارها تهدید کرده اند که به دلیل نابینایی، صلاحیت نگهداری دو پسرم را ندارم و آنها را از من خواهند گرفت.

 

زیور می گوید: تعیین حقوق ثابت می تواند تنها درد کمی از ما را تسکین دهد، نه اینکه آقای احمدی نژاد یک میلیون تومان کمک بلاعوض کند و پایین برگه تقاضای من با وام چهار میلیونی موافقت کند و این در حالی باشد که باید دو ضامن به بانک معرفی کنم و جای سئوال است، من ضامن از کجا باید بیاورم؟

 

به گزارش ایسنا، زیور این روزها به نبود دخترش که هیچ، به نبود دلخوشی در زندگی اش عادت کرده است. این روزها چهره زیور که روزگاری برای زیبایی نیازی به زیور نداشت، به مانند شمع آب شده، مچاله است اما آن گونه که خود می گوید، اسید این بلا را بر سرش نیاورد، بلکه تهدید و زخم زبان است که آبش کرده است.

 

در حالی زیور این روزها پس از گذشت حدود سه سال به انتظار قصاص عاملان این جنایت است که برای ادامه زندگی و تامین هزینه های درمان، نگران است.

سپیده تدین
234 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *