عملیات بیت المقدس و معادلات بين المللي آن

5

دنياي تقسيم شده به بلوك هاي شرق و غرب هرگونه انقلابي با ماهيت اسلامي را خلاف منافع خود ارزيابي مي كرد. همچنین اسرائيل و كشورهاي مرتجع عرب به دليل عدم مشروعيت مردمي از پيروزي انقلاب اسلامي احساس نگراني كرده و از تأثير آن در مسلمانان منطقه هراسان بودند. در فروردين ۵۹ آمريكا رابطه خود با ايران را قطع كرد و پس از ناكامي و شكست در عمليات طبس و كودتاي نوژه تصميم گرفت صدام را در جنگ عليه ايران حمايت كند.

به رغم تحركات نظامي عراق از چندين ماه قبل و همچنين پيش بيني نيروهاي مسلح در مورد وقوع يك جنگ تمام عيار، بني صدر كه در آن زمان فرمانده كل قوا بود اين تحركات را جدي قلمداد نكرد و هيچ اقدام عملي براي محافظت از مرزها و آمادگي نيروها انجام نداد. عراق هجوم سراسري خود را در روز سی و یکم شهریور۵۹ با حملات هوايي آغاز و نيروي زميني ارتش عراق با امکانات فراوان از سه جبهه به خاك ايران تهاجم كرد:

۱- جبهه جنوبي براي تصرف خرمشهر، آبادان، بستان، سوسنگرد، شوش، دزفول و دهلران
۲- جبهه مياني براي تصرف مهران، سومار، نفت شهر، قصرشيرين، سرپل ذهاب و گيلان غرب
۳- جبهه شمالي براي تصرف نوسود و ارتفاعات مرزي مريوان.

خرمشهر همواره به دليل موقعيت جغرافيايي و تجاري خود و به دليل ارتباط با درياي آزاد، ثروت عظيمي را در خود جاي داده است. وجود تجارتخانه‌ها و نمايندگي شركت‌هاي بزرگ تجاري داخلي و خارجي، و همچنين شركت‌هاي بزرگ كشتيراني، به خرمشهر چهره يك بندر بين اللمللي بخشيده است. به همين دليل خرمشهر از دو سده قبل، مورد توجه استعمارگران قرار گرفته و تاكنون چندين بار نيز به اشغال قواي خارجي درآمده است، از جمله عثماني ها در سال ۱۹۸۲م، انگليس در سال ۱۸۵۷ م و ارتش متجاوز عراق در سال ۱۳۵۹ش، به اشغال اين شهر اقدام كرده اند. در جنگ تحمیلی خرمشهركه سقوط کرد، قلب ملت از کار ايستاد، اما دم مسيحايي حضرت روح الله، درکالبد خسته جان تازه دميد و مجاهدت رزمندگان بعد از ماههاي متمادي در عمليات بيت المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي آشکار گردید.

فتح خرمشهر(سوم خرداد ۶۱) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. زیرا اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به ۱۹ ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين به توان رزمي دشمن مهاجم وارد ساخت. بررسي هاي اجمالي تاريخ جنگ تحميلي روي هم رفته سه پيامد عمده فتح خرمشهر را به قرار زير نشان ميدهد:

الف: تغيير توازن سياسي- نظامي به سود ايران: فتح خرمشهر از ديدگاه حاميان عراق به منزله سقوط رژيم عراق و فروپاشي كشورهاي منطقه بود. به دنبال موقعيت برتر ايران پس از فتح خرمشهر، در ميان آمريكايي‌ها دو ديدگاه كلي در مورد برخورد با ايران و عراق و مسئله جنگ وجود داشت:
اول، كيسينجر و برخي ديگر بر اين نظر بودند كه با توجه به تبعات ناشي از پيروزي‌هاي ايران و تاثيرات آن بر تغيير موازنه در منطقه، لزوماً مي‌بايد با دادن امتياز به ايران، هر چه زودتر در اين منطقه آتش بس برقرار كنيم.
دوم، برخي ديگر از صاحب نظران آمريكايي عقيده داشتند در حالي كه ايران نسبت به عراق در موضع برتري قرار گرفته و نوعي اضطراب و نگراني در سراسر منطقه مستولي شده است و همچنين با توجه به وضعيت نامطلوب روحي و رواني ارتش عراق، برقراري هر گونه آتش بس همراه با دادن امتياز به ايران منجر به تشديد بي‌ثباتي در منطقه و به عبارتي گسترش انقلاب اسلامي خواهد شد و اين مسئله چيزي نيست كه آمريكا نسبت به آن بي‌تفاوت باشد.

رويهم رفته احتمال فروپاشي رژيم عراق و تبعات ناشي از آن در سطح منطقه خليج فارس، چنان ابعاد گسترده‌اي به خود گرفت كه جلوگيري از آن، محور همه تلاش‌ها و اقدامات نظامي و ديپلماتيك كشورهاي حامي عراق قرار گرفت.

ب: تغيير ماهيت جنگ: ايران در فاصله زماني شهريور ۱۳۵۹ تا قبل از شكسته شدن محاصره آبادان(مهرماه ۱۳۶۰)، در حالتي انفعالي و عميقاً تحت تاثير ابعاد و اهداف تهاجم عراق داشت. بي‌ثباتي در جبهه داخلي و فقدان قابليت نظامي لازم براي بازپس گيري مناطق اشغالي دو مشخصه بارز وضعيت جمهوري اسلامي در اين دوره بود. چنين وضعيتي امكان هر گونه تحرك و فعاليت گسترده را از نيروهاي نظامي ايران سلب كرده بود.

با توجه به اهداف آمريكا و عراق از تحميل جنگ به ايران، جنگ در اين دوره به منزله اهرم فشار سياسي و نظامي به ايران، براي سقوط نظامي جمهوري اسلامي و يا مهار و تعديل اين نظام، قلمداد مي‌شد. در پي تحولات در جبهه داخلي و سپس تاثيرات آشكار آن بر جبهه نظامي، روند تحولات با شكسته شدن محاصره آبادان به سود ايران تغيير كرد. در موقعيت جديد، قواي اسلامي با به دست گيري ابتكار عمل در جبهه هاي نبرد و هجوم هاي پي در پي به نيروهاي عراق، اوضاع را به سود جمهوري اسلامي ايران تغيير دادند.

در واقع عنصر اصلي و تعيين كننده در اين مرحله كه منجر به تغيير ماهيت جنگ نيز شد، توانمندي رزمندگان براي حمله به نيروهاي دشمن و آزاد سازي مناطق اشغالي بود. از اين پس ايران در موضعي قرار داشت كه آمريكايي‌ها ارائه امتياز به ايران را به زيان خود ارزيابي مي‌كردند و توانايي نظامي ايران و برتري آن نسبت به عراق و پافشاري بر احقاق حقوقش را نگران كننده مي‌دانستند. بر همين اساس و مبتني بر دركي كه غرب و شرق از وضعيت جديد و تبعات ناشي از آن داشتند، اقدامات گسترده‌اي به منظور تغيير مجدد اوضاع به سود عراق را در دستور كار خود قرار دادند.

ج: نگراني آمريكایی ها: آمريكايي ها که بنا به اظهارات كارتر رييس جمهور وقت آمريكا اميدوار بودند جنگ، ايران را بر سر عقل آورد و نيز پيش بيني آن‌ها مبني بر اينكه روند فرسايش جنگ و بي ثباتي اوضاع داخل ايران، سرانجام منجر به فرسايش و تضعیف جمهوري اسلامي و پذيرش شرايط صلح تحميلي خواهد شد، در برابر پيدايش وضعيت جديد كاملاً غافلگير و به صورت فزاينده‌اي نگران شدند. روزنامه‌هاي پرتيراژ آمريكا تماماً طي تجزيه و تحليل‌هاي متعدد، وضعيت عراق را اسف‌بار توصيف كرده و نگراني خود را از پيروزي‌هاي قريب الوقوع جمهوري اسلامي در سطح منطقه اظهار و به دست اندركاران آمريكايي ضرورت برخورد فعال با روند تحولات منطقه را خاطر نشان خواهند کرد

د: نمایان شدن ماهیت گروهک ها: عمليات بيت المقدس دستاورد هايي را در سطوح ملي، منطقه اي و بين المللي براي ايران به وجود آورده است که يکي از دست آورد ها نمايان شدن ماهيت اساسي گروهک هاي مختلف از جمله منافقان بود که با آمريکا و اسرائيل براي براندازي نظام دست در دست هم نهاده بودند.

سخن پایانی این که بازگشت دوباره خرمشهر به آغوش ميهن با عواملی همچون رهبري امام، همبستگي ملي و حضور آگاهانه و شجاعانه مردم در عرصه‌ دفاع از تماميت ارضي كشور تجلي يافت. با پايان گرفتن عمليات بيت المقدس جنگ ايران و عراق وارد مرحله جديدي شد. مرحله اي كه در آن عراق در وضعيت انفعالي و ايران در موضع قدرت قرار گرفت. بی شک خلق اين حماسه ملي مرهون قطره قطره‌ي خون شهيداني است كه تا ابد درس شرف و آزادگي را براي تمامي آزادي‌خواهان و عدالت‌طلبان تفسير نموده‌اند. حسن ختام، فرمایش امام خمينی(ره) است كه مي فرماید:”فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است.”

منبع: الف.آی آر