مسئله همکاری ایران و آمریکا در عراق

ImageThumb2

ایران سابق بر این در همین عراق گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا داشت و حاضر به همکاری امنیتی با این کشور برای برخورد با گروه‌های تروریستی شد جدای از این که همکاری‌هایی هم در افغانستان برای مقابله با طالبان داشت. با وجود همکاری ایران اما تجربه نشان داد که آمریکا پاسخ مناسبی به ایران نداد بلکه حتی با وضع رژیم تحریمی رفتار خصمانه‌ای را علیه ایران در پیش گرفت

سید نعمت‌الله عبدالرحیم‌زاده: داعش یا همان دولت اسلامی عراق و شام تنها در چند روز دو استان نینوا و صلاح‌الدین را فتح کرد تا خود را به دیاله برساند و به این ترتیب، بغداد را در مرکز تهدید کند. نوری مالکی حالا سنگین‌ترین کار در طول سابقه نخست وزیری خود دارد اما روشن است که او فقط نمی‌تواند به نیروهای عراقی تکیه کند و حمایت بین‌المللی لازم است. یک طرف این حمایت به طور مستقیم متوجه آمریکا است زیرا این کشور بنا بر توافق‌نامه امنیتی با عراق متعهد به حمایت از دولت و ملت عراق است و یک طرف دیگر قضیه به ایران مربوط می‌شود زیرا علاوه بر تهدید مرزهای ایران توسط داعش، دولت و ملت عراق در برابر این گروه تکفیری افراطی تنها می‌توانند انتظار حمایت از ایران داشته باشند.

این موضوع مسئله همکاری نظامی ایران و آمریکا را در روزهای اخیر مطرح کرده است. با وجود این که رییس جمهور ایران و هم‌چنین آمریکا به صراحت اصل همکاری را نفی نکرده‌اند اما به نظر می‌رسد که هر دو با احتیاط کامل رفتار می‌کنند.  دکتر حسن روحانی تنها اشاره کوچکی به همکاری با آمریکا داشت آن هم در حد این که می‌شود به آن فکر کرد و باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، حتی همین اشاره کوچک هم نداشت. در برابر آن اشاره روحانی، هم خانم مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه، مخالفت ایران با مداخله نظامی آمریکا در عراق را اعلام کرد و هم علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی، با تکذیب همکاری نظامی ایران با آمریکا در عراق گفته که کمک ایران به عراق ربطی به طرف ثالث ندارد.

گفته‌های این دو مقام رسمی ایران نشان می‌دهد که مقامات ایران حداقل در حد رسانه‌ای حاضر نیستند تا همکاری ایران و آمریکا در این مورد جدی گرفته شود. از طرف دیگر، وال استریت ژورنال در گزارش روز دوشنبه خود به نقل از یک مقام رسمی دولت آمریکا خبر از آمادگی این کشور برای مذاکره مستقیم با ایران برای کمک به عراق داده است. با این خبر می‌توان گفت که کاخ سفید در حال سبک سنگین کردن موضوع است و هنوز برنامه مشخصی در این مورد ندارد. بنا بر این، هر دو طرف به لحاظ سیاسی در وضعیت مشابهی از احتیاط هستند. دلیل این وضعیت به دو جهت سابقه همکاری حداقل امنیتی ایران و آمریکا در گذشته و پیچیدگی قضیه فعلی قابل توضیح است.

ایران سابق بر این در همین عراق گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا داشت و حاضر به همکاری امنیتی با این کشور برای برخورد با گروه‌های تروریستی شد جدای از این که همکاری‌هایی هم در افغانستان برای مقابله با طالبان داشت. با وجود همکاری ایران اما تجربه نشان داد که آمریکا پاسخ مناسبی به ایران نداد بلکه حتی با وضع رژیم تحریمی رفتار خصمانه‌ای را علیه ایران در پیش گرفت. ایران با این تجربه است که باید در قضیه فعلی محتاطانه رفتار کند و ببیند همکاری با آمریکا چه نتیجه‌ای در پیش خواهد داشت تا آن که تجربه گذشته تکرار نشود گذشته از این که سطح فعلی همکاری با گذشته فرق دارد و تنها امنیتی نیست و به طور کامل نظامی است.

در مورد پیچیدگی قضیه باید گفت که نگرش ایران و آمریکا به موضوع یک نحو نیست بلکه هر دو از زوایای متفاوتی به موضوع نگاه می‌کنند و در نتیجه مقوله حمایت از دولت عراق در نظر آنان متفاوت است. قبل از هر چیز، باید توجه داشت که نکته کلیدی در اینجا پیروزی اخیر ائتلاف مالکی در انتخابات پارلمان است که با این پیروزی پست نخست وزیری او در دولت جدید تضمین شده است. آمریکا و ایران حمایت فعلی از او را بنا بر همین موضوع مورد توجه دارند زیرا آمریکا می‌خواهد تا مالکی در دور جدید نخست وزیری خود متفاوت با گذشته عمل کند و پاره‌ای اصلاحات سیاسی در ترکیب دولت وزارت‌خانه‌ها ایجاد کند اما ایران حمایت از مالکی را مطلق می‌خواهد بدون چنین شرط و شروطی.

به همین جهت است که آمریکا با وجود توافق‌نامه امنیتی با دولت عراق اما حاضر نشده به تعهد رسمی در این توافق‌نامه عمل کند. این عمل خلاف توافق‌نامه از سوی آمریکا به نحو غیرمستقیم مکمل حمله داعش است و اگر بگوییم حمله داعش جنبه سخت‌افزاری فشار بر مالکی است کوتاهی آمریکا در انجام تعهداتش جنبه نرم‌افزاری آن است. در واقع، آمریکا از حمله داعش به عنوان اهرم فشاری بر مالکی استفاده می‌کند تا او را مجبور به قبول درخواست‌هایش بکند. این سیاست آمریکا از نظر ایران قابل قبول نیست بلکه اولویت ایران فقط دفع خطر داعش است گذشته از این که اصلاحات مورد نظر آمریکا، برای ایران قابل قبول نیستند.

این دو نگرش متفاوت به طور مستقیم بر اصل همکاری نظامی ایران و آمریکا سایه انداخته و از این جهت، مقامات دو طرف بدون بررسی کامل نمی‌توانند رای به همکاری بدهند. معلوم است که این بررسی تنها نمی‌تواند یک سویه باشد و لازم است تا گفت‌وگوهایی در این زمینه انجام شود تا آن که با نزدیک کردن نگرش دو طرف هدف مشترکی برای انجام همکاری ایجاد شود. یکی از موضوعاتی که باید به صورت جدی در این گفت‌وگوها مطرح شود نقش عربستان در این پرونده است زیرا کمک‌های عربستان از داعش را نمی‌توان انکار کرد چنان که اخباری از حضور نیروهای سعودی در میان افراد داعش منتشر شده است. نقش عربستان و حمایت آن از داعش تا آن حد روشن است که نوربرت روتگن، رییس کمیسیون خارجه پارلمان آلمان، از این کشور خواسته تا نقش مثبتی در رفع بحران عراق داشته باشد. در هر صورت، گفت‌وگوی ایران و آمریکا در این مقطع نه بعید است و نه در اصل غیر مفید اما باید دید که با توجه به تجربه گذشته، این گفت‌وگو به چه صورت انجام می‌شود تا آن که علاوه بر منافع دو طرف، موضوع گروه‌های تکفیری در منطقه و چگونگی برخورد با آنها به صورتی جامع مورد بررسی قرار بگیرد.