کافه گردش
دانستنی های قبل از ازدواج
۲۰ مهر ۱۳۹۳, ۱۰:۴۱ ق.ظ

ازدواج سن ندارد!

سن ازدواج وقتی است که یک فرد مجموعه‌ی توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی را داشته باشد.
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

 پشت هر کار موفقی، دیدی صحیح  و اهدافی مشخص وجود دارد و صد البته مهارت‌ها و تخصص‌هایی، اهدافی که با توجه به زمان‌بندی خاصی تعیین‌شده‌اند. در یک آشپزی ساده، می‌دانیم که در انتها می‌خواهیم چه چیزی به دست آوریم. مواد و امکانات و زمان هم مشخص است و مهارتش را هم داریم. برای همین هیچ‌وقت مواد قرمه‌سبزی را به امید آنکه کیک درست شود مخلوط نمی‌کنیم! هیچ‌وقت زمان پخت املت و فسنجان یکسان نمی‌شود! هیچ‌وقت امروز، به امید اینکه روز مبادا شاید به کارمان بیاید یا نیاید، غذا بار نمی‌گذاریم! ساعت ۷شب یادمان نمی‌افتد که وای نهار چی بگذارم؟ از همین کار آشپزی به ظاهر ساده که این همه برنامه‌ریزی و مهارت در پسش پنهان است بگیرید تا کارهای بزرگ‌تر.

در جواب سؤال همیشگی بچه‌ها که می‌پرسند «چرا می‌ریم مدرسه؟» یک جواب کلی و همیشگی وجود دارد: «برای اینکه باسواد شویم!» گاهی آن‌قدر موضوع به نظر بدیهی می‌رسد که دیگر جایی برای سؤال باقی نمی‌گذارد و جالب است که همه بچه‌ها علی‌رغم علاقه‌شان هم که شده برای رسیدن به این هدف سال‌ها درس می‌خوانند و دانشگاه می‌روند و مدرک پشت مدرک می‌گیرند.

سؤال دیگری وجود دارد که هم بسیار مهم است و هم به همان اندازه عمومی و همه پرس، اما جوابش به همان واضحی نیست یا حداقل خیلی از ما آدم‌ها جوابش را نمی‌دانیم: «چرا ازدواج می‌کنیم؟»

واقعاً به نظر شما چرا آدم‌ها ازدواج می‌کنند؟ آیا همان طور که تقریباً همه می‌دانیم مدرسه رفتن سن مشخصی دارد و دیر و زودش، سود و ضرر، ازدواج هم دیر و زود دارد؟ سود و ضرر چه؟ آیا همان قدر که همه ما برای فرزندمان ضرورت مدرسه رفتن و غذا خوردن را حس می‌کنیم، نیاز به ازدواج او را هم جدی می‌گیریم؟ آیا اگر از حالا برای ده سال بعد و دانشگاه رفتن و شغلش برنامه‌ریزی و حساسیت داریم، برای این نیاز مهم و ضروری او هم برنامه‌ای داریم؟

مستطیع شویم
«ازدواج هم به یک تعبیر شبیه حج است، چه کسی می‌تواند حج برود و مستطیع شود؟ کسی که پولش را داشته باشد، شعور و آگاهی‌اش را نسبت به حج داشته باشد، فقرا در اطرافش نباشند و از این موارد؛ این زمان است که شخص مستطیع می‌شود تا حج برود.

گاهی ما ازدواج را تنها از منظر فیزیولوژی نگاه می‌کنیم؛ اینکه دختر یا به پسر به سنی برسد، قابلیت فیزیکی برای ازدواج دارد. اما زمانی می‌گوییم ازدواج نیاز به مهارت‌هایی دارد برای زندگی، فرزندپروری و…

اگر آمدیم و گفتیم که ازدواج مجموعه‌ای است از مهارت‌ها که باید فراهم شود تا فرد بتواند ازدواج کند، پس ازدواج مستلزم رسیدن به سن خاصی نیست که باید با فراهم شدن این مجموعه همراه باشد؛ سن ازدواج، سن سیالی می‌شود نه ثابت.

سن ازدواج وقتی است که یک فرد این مهارت‌ها را داشته باشد و این مجموعه در او جمع شده باشد. ممکن است دختری ۳۰سالش شود، اما این قابلیت را نداشته باشد، اما یک دختر ۱۷ساله مهارت‌های لازم را داشته باشد. در مورد پسران هم همین طور. وقتی مجموعه توانمندی‌ها و قابلیت‌ها فراهم شد، می‌شود زمان ازدواج. زمانی که دختر می‌تواند خواستگار بپذیرد و پسر به خواستگاری برود. در غیر این صورت تا آمادگی نیست، نه دختر باید خواستگار بپذیرد و نه پسر به خواستگاری برود.

حفظ تعادل
این مسئولیت بر عهده متولیان فرهنگی جامعه و نظام است که امر ازدواج را اداره کنند؛ بررسی این که در چه سنی با توجه به اقلیم و آب و هوا افراد از لحاظ فیزیکی به شرایط مناسب ازدواج می‌رسند، بر عهده آن‌هاست تا بتوانند هم زمان با این رشد، مهارت‌های اجتماعی و اداره زندگی و درآمدزایی و مدیریت مالی را هم به افراد آموزش دهند تا وقتی از لحاظ فیزیکی آماده شدند، مهارت هم داشته باشند و بر این اساس ازدواج کنند.

اما اگر جامعه این شرایط را فراهم نکرد، می‌شود اوضاع کنونی! فرد از لحاظ فیزیکی قابلیت دارد، اما مهارت‌های دیگر را ندارد. همه می‌گویند «ای بابا! دختر دارد سنش بالا می‌رود، پیر و شکسته می‌شود، از این به بعد خواستگار نمی‌آید.» همه نگاه‌ها می‌شود فیزیکی. بعد می‌رسند به ازدواج دانشجویی و این جور موارد تا این سن نگذرد و فرد از لحاظ فیزیولوژیکی پیر شود.

در آمارها اکثر طلاق‌ها در سه سال اول زندگی است. چرا؟ چون همه از لحاظ فیزیکی آمادگی داشتند. بعد از اینکه هیجانات فیزیکی دو سال اول تمام می‌شود، می‌بینند نه زندگی بلدند، نه همدلی می‌فهمند، نه عشق‌ورزی می‌دانند، هیچ مهارتی ندارند و از هم جدا می‌شوند.

دیر و زود
ازدواج زودهنگام یعنی همین فردی که قابلیت‌های مختلف پیدا نکرده و ازدواج می‌کند. ازدواج دیرهنگام هم زمانی است که فرد قابلیت پیداکرده، اما امکانات مالی و اجتماعی ندارد و نمی‌تواند ازدواج کند. همه این‌ها باید مدیریت شود که نه دیرهنگام اتفاق بیافتد و نه زودهنگام. اما متأسفانه در حال حاضر مسئولین هیچ نقشی ندارند. فقط برای زمانی که نیاز است در جامعه ازدواج کم یا زیاد شود، تبلیغات عمومی دارند. در واقع فقط تبلیغات است نه مهارت‌آموزی و توانمند‌سازی.

در کتاب‌های درسی سال ۱۳۲۸ که مطالعه می‌کردم، متوجه شدم کتاب فارسی کلاس پنجم برای دختران و پسران جدا بوده است. در آن کتاب برای بچه‌ها درباره همسر داری و آشپزی و بچه‌داری مطلب وجود داشت. در واقع از همان موقع که مادران قدیم ظرف مسی را کنار می‌گذاشتند و می‌گفتند: «این برای برای جهاز دخترم»، این مهارت‌آموزی آغاز می‌شود، اما این که ما چه چیزی و مطلبی را چطور و در چه زمانی مطرح کنیم مسئله دیگری است.

در حال حاضر، مادری که پسرش به بلوغ رسیده و جنبه‌های فیزیکی و هورمونی در او بالاست، فقط نگران این است که نکند در کوچه و خیابان و دانشگاه دچار اشتباه شود. اگر هم می‌گوید ازدواج کند برای رفع این اشکال و پرهیز از گناه است که به ازدواج توصیه می‌کند، نه برای داشتن یک زندگی با تعریفی خاص و نگاه به آینده و داشتن همسر و فرزندی.

فرانسوی‌ها می‌گویند میل به ازدواج از زمانی که بچه متولد می‌شود در اثر نگاه به رفتارهای پدر و مادر به وجود می‌آید و تنفر از ازدواج هم از همان موقع.

به نظر می‌رسد همه افرادی که از دستشان برمی‌آید این مهارت‌ها را ایجاد کنند و این مجموعه را کنار هم قرار دهند باید آستین بالا بزنند و کاری بکنند. خانواده نقشی دارد، مسئولین هم نقش خودشان را دارند. برای همین اصلاً هیچ سن فیزیکی نمی‌توان گفت. این که حالا فرد به سن ازدواج رسید با او شروع کنیم درباره ازدواج حرف بزنیم که امکان‌پذیر نیست. از همان ابتدا که زندگی شروع می‌شود، الگوها و مطالب و آموزش‌های لازم هست که فرزند ما را برای ازدواج آماده می‌کند.

با توجه به توصیه‌های مشاور خانواده، تمام جنبه‌های بلوغ مانند بلوغ جسمانی، روانی، فکری، عاطفی، اقتصادی و اجتماعی در یک فرد باید تا حد قابل قبولی برسد تا او آماده ازدواج شود. به طور مثال زمانی می‌گوییم فرد به بلوغ اقتصادی رسیده که بتواند خرج زندگی‌اش را تأمین کند و مدیریت مالی مخارج را داشته باشد. در ارتباط با بلوغ اجتماعی هم باید مهارت‌هایی کسب شود که کنترل خشم، تعامل مناسب با دیگران، چگونگی برقراری ارتباط، سازش، تعدیل انتظارات، تجزیه و تحلیل مشکلات و مواردی این‌چنین از مهم‌ترین آن‌هاست.

بسیاری از این مهارت‌ها از بدو تولد در خانواده و مدرسه و در ارتباط با دوستان و جامعه در فرد ایجاد می‌شود. مدیریت بحران، مدیریت استرس، مهارت مذاکره و حل مسئله چیزهایی نیستند که به یک‌باره و در کلاس‌های فشرده قبل از ازدواج به افراد تزریق شوند. تا زمانی که این دید مقطعی وجود دارد، انتظار معجزه در بهبود روابط زوجین جوان دور از انتظار به نظر می‌رسد.

آنچه خواندید حاصل گفتگوی قابل تأمل دخت ایران با دکتر مجید جمشیدیان، مشاور خانواده پیرامون  «سن ازدواج در جوانان» بود.

سپیده تدین
325 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *