کافه گردش
دانستنی های قبل از ازدواج
۱۵ تیر ۱۳۹۳, ۹:۱۱ ب.ظ

مجرد بودن برای چه کسانی بهتر است؟

52

گرچه مجرد ماندن، برای بیشتر افراد ، چندان مناسب نیست اما برخی افراد، به دلیل داشتن برخی ویژگی‌ها و اختلالات بهتر است تا قبل از این که درمان شوند مجرد بمانند‌. برای مثال برخی افراد هستند که به خاطر نوع شخصیت خود (که روانشناسان به آنها شخصیت اسکیزوئیدى مى‏گویند)، طورى در ازدواج ظاهر مى‏شوند که به خود و دیگران آسیب‌های جدی وارد می‌‌آورند‌. البته به دلیل آسیب‏هاى جدى دوران کودکى این افراد، نمى‏خواهم آنها را به خاطر این ویژگى‏هایشان مقصر بدانم، اما به هر حال مى‏توان گفت که مجرد ماندنشان سود و منفعت بیشتری دارد.غیر از این دسته، گروه‏هاى دیگرى هم هستند که به دلایل مختلف ازدواج کردن به صلاحشان نیست. چون قرار گرفتن در روابط نزدیک و صمیمى باعث مى‏شود نه تنها به همسر و فرزند، که حتى بیشتر به خودشان آسیب بزنند و گاهى هم پختگى لازم، آمادگى یا رشد کافى براى ورود به تجربه ازدواج را ندارند. این افراد، یا همان‏هایى هستند که به زعم روانشناسان و محققان، از رابطه صمیمانه فرارى‏اند و می‏ترسند صمیمیت و نزدیکى با کسى داشته باشند و یا وقتى در داخل رابطه‏اى قرار مى‏گیرند انگیزه‏هاى ناخودآگاه، آنها را به سمت آسیب زدن به خود، یا طرف مقابل سوق مى‏دهد. حتماً اصطلاحات سادیسم و مازوخیسم را شنیده‏اید که به معناى دیگر آزار یا خودآزارند. البته من در اینجا، به دنبال توضیح و تشریح معناى واژه ‏هاى روانشناختى نیستم، اما می‏خواهم اشاره ‏اى به اختلال‏هایى داشته باشم که حداقل در تجرد و تنهایى تخریب کمترى را متوجه خود و اطرافیان دارند و ماهیت آنها به گونه ‏اى است که آسیب‏هاى جدى به دیگران و خصوصاً به نزدیکان فرد وارد مى ‏آورند.براى مثال افرادى که دیگران و خصوصاً همسر خود را به شدت کتک مى‏زنند یا انواع خشونت‏هاى جسمانى – روانى را در مورد آنها اعمال مى‏کنند، همچنین کسانى که فرزندان خود را بدون احساس گناه یا ناراحتى، با شدت زیاد جلوى چشم دیگران یا در خفا به باد کتک و ضرب و شتم یا تحقیر شدید مى‏گیرند از این دسته ‏اند. حتى افرادى که به ظاهر آرام و مهربانند اما همسر و فرزندان و نزدیکان آنها هرگز در آنها نشانه‏اى از محبت حقیقى، همدلى یا دلسوزى نمى‏بینند یا کسانى که ناخوآگاه تا جایى که مى‏توانند خود را از نظر عاطفى از فرزند و همسر دور نگه مى ‏دارند و اصلا حاضر نیستند با آنها و با مسائل، مشکلات و حتى شادى ‏هاى آنها قاطى شوند، و تعامل و تبادل احساسى عاطفى و کلامى داشته باشند از این دسته ‏اند، و بالاخره کسانى که وقتى جر و بحث، مشاجره، مشکل یا بحرانى پیش مى ‏آید به شدت به خود آسیب مى‏زنند، مثلاً خود را مى ‏زنند، با تیغ یا چاقو زخمى مى‏کنند، دست، پا یا انگشتان خود را مى ‏شکنند و حتى دست به خودکشى، خودسوزى و نظایر اینها مى ‏زنند در زمره افرادى هستند که درگیر اختلالات روانى نظیر سادیسم، اختلالات اسکیزوئیدى، مازوخیسم و نظایر اینهایند و برقرارى روابط نزدیک، براى خود آنها یا اطرافیانشان، مضر و حتى خطرناک است.تحقیقات و بررسى ‏ها نشان مى‏دهد غیر از دسته ‏هایى که ذکر شد افراد معمولى ‏تر هم که در برقرارى رابطه و مهم‏تر از آن، در همذات‏پندارى (یعنى خود را به جاى طرف مقابل گذاشتن و مثل او فکر کردن) با طرف مقابل، ضعف جدى دارند یا کاملاً ناتوانند، بهتر است با احتیاط بیشترى به سراغ ازدواج بروند، چون برقرارى و سیالیت ارتباط و توانایى همذات پندارى و همذات‏گرى و خود را به جاى دیگران گذاشتن و از نگاه آنها دنیا را دیدن، از ملزومات اولیه ازدواج است و اگر طرفین قادر به ایجاد و برقرارى چنین رابطه عمیق و همدلانه‏اى نباشند حتى اگر زیر یک سقف هم باشند و از زوایایى (مانند زاویه جنسى، یا تعاملات مالى یا…) ارتباط برقرار کنند، اما در واقع مجردند و بودن آنها در کنار هم و زندگى با همدیگر، محصولى (معنوى) ندارد.از بیماران حاد و جدى ‏تر جسمى و روانى هم نمى‏ گویم چون تکلیف‌شان معلوم است و بسیار بسیار بعید به نظر مى‏رسد که بتوانند وارد روابط موفق زناشویى شوند متاسفانه افراد زیادی وجود دارند که به دلیل ترس و هراس از تجرد، رابطه‌ای رقت‌انگیز و حتی آمیخته با سوءرفتار و سوءاستفاده را ادامه می‌دهند و به طرف مقابل انواع باج‌ها را می‌‌دهند تا با آنها بماند ! بدیهی است که چنین ماندنی نمی‌‌تواند از سر شوق و محبت باشد و به‌ تدریج رابطه‌ یک طرفه شده و مبدل به معامله ای می‌‌شود که باعث سقوط‌یکی از طرفین‌یا هر دو آنها خواهد شد‌.متأسفانه عواملی مانند ترس از مشکلات مالی، نداشتن اعتماد به نفس در پیداکردن همسر ، شرمندگی از دربه‌دری و از دست‌دادن پایگاه اجتماعی است که باعث می‌شود فرد‌یک عمر به رابطه‌ای ناخوشایند و حتی خطرناک تن بدهد. بنابراین اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید لااقل قبل از آن که وارد ارتباط شوید از خود بپرسید چرا می‌‌خواهم به تجرد خود پایان بدهم‌؟ چرا از مجرد بودن می‌‌ترسم‌؟ چرا می‌‌خواهم به هر نحوی شده، هر خواری و خفتی را تحمل کنم اما مجرد نمانم‌؟

سپیده تدین
429 بازدید

هم اکنون دیگران می خوانند


پیشنهاد میکنم این مطالب راهم بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *